تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كه تاريخ مىگويد : « فَلَمّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرابِ الْقَبْرِ هاجَ بِهِ الْحُزْنُ » « 1 » . على قبر زهرا را پوشاند و گرد و خاك لباسهايش را تكان داد . تا آن لحظه مشغول كار بود و اشتغال به يك كار قهراً تا حدى براى انسان انصراف ايجاد مىكند . كارش تمام شد . حالا مىخواهد وصيت زهرا را اجرا كند ، يعنى بماند . تا به اين مرحله رسيد ، غمهاى دنيا بر دل على روآورد ؛ احساس مىكند نياز به درد دل دارد . گاهى على درد دل‌هاى خودش را با چاه مىگفت ، سرش را در چاه فرو مىبرد . ولى براى درد دلى كه در زمينهء زهرا دارد ، فكر مىكند هيچ كس بهتر از پيغمبر نيست . رو مىكند به قبر مقدس پيغمبر اكرم : « السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسولَ اللَّهِ عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِكَ النّازِلَةِ فى جِوارِكَ وَ السَّريعَةِ اللِّحاقِ بِكَ . قَلَّ يا رَسولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرى . » « 2 » . و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطاهرين .
هامش
( 1 ) بيت الاحزان ، ص 155 . ( 2 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 193 .