تذكر
نكتهء ديگر در تبليغ و دعوت ، مطلبى است كه قرآن با اين بيان و بياناتى شبيه آن ذكر مىكند : « ذكر » . در يك جا مىفرمايد :
« وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ »
« 1 » و در جاى ديگر مىفرمايد : «
فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ . لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ . إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَ »
« 2 » كه راجع به استثناء است و جداگانه بايد بحث كنيم . اى پيامبر ! مردم را بيدار كن ، تذكر بده ، يادآورى كن .
در قرآن دو مطلب نزديك به يكديگر ذكر شده است : يكى تفكر و ديگر تذكر .
تفكر يعنى كشف چيزى كه نمىدانيم ، انديشيدن براى به دست آوردن آنچه كه نمىدانيم . قرآن دعوت به تفكر هم مىكند . و اما تذكر يعنى يادآورى . تَذكار يعنى به ياد آوردن . خيلى مسائل در فطرت انسان و حتى گاهى در تعليم انسان وجود دارد ولى انسان از آنها غافل است ؛ احتياج به تنبّه و بيدارى دارد ، احتياج به تذكر و يادآورى دارد . به عبارت ديگر بشر دو حالت مختلف دارد : يكى حالت جهل و ديگر حالت خواب . گاهى ما از اطراف خودمان بىخبريم به دليل اينكه نمىدانيم ؛ بيداريم ولى چون نمىدانيم بىخبريم . و گاهى از اطراف خود بىخبريم نه به دليل اينكه نمىدانيم ؛ مىدانيم ولى فعلًا خوابيم . آدم خواب ، عالم است ولى حالتى بر او استيلا پيدا كرده است كه از دانستههاى خود استفاده نمىكند . اين ، در خواب ظاهرى . بشر يك خواب ديگرى هم دارد كه اسم آن را « خواب غفلت » يا « غفلت » مىگذارند . اى پيغمبر ! تو خيال نكن كه فقط با جاهل روبرو هستى ، با غافل هم روبرو هستى . جاهل را به تفكر وادار و غافل را به تذكر ، و مردم بيش از آن اندازه كه جاهل باشند غافل و خوابند ؛ خوابها را بيدار كن و غافلها را متنبّه . وقتى خواب را بيدار كردى او خودش دنبال كار مىرود . يك آدم اگر خواب باشد و خطرى متوجه او باشد ( مثلًا قافله حركت كرده و او خواب مانده است ) تو او را بيدار كن . وقتى بيدار كردى ، ديگر لازم نيست به او بگويى خطر ! بلكه همين كه بيدار بشود خودش مىبيند خطر است . به عبارت ديگر وقتى كه بيدار شد لازم نيست به او بگويى برو ، بلكه وقتى بيدار شد و ديد قافله حركت كرده خودش دنبال قافله راه مىافتد . اين
هامش
( 1 ) ذاريات / 55 .
( 2 ) غاشيه / 21 - 24 .