ما تخفيف بدهد .
قالُوا أَ وَ لَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا بَلى قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ
« 1 » . مىگويند آيا پيغمبران شما نيامدند ؟ اتمام حجت نكردند ؟ حالا وقت دعا نيست . هرچه دعا كنيد هيچ نتيجه نمىدهد . دعا و استجابت موقعش دنياست ، اينجا ديگر جاى دعا نيست .
- در آن آيهاى كه شما فرموديد « اگر ما بخواهيم قريهاى را هلاك كنيم مترفين را بر آنها مسلط مىكنيم » وجهش را مشخص نكرديد كه در چه صورت اراده و سنت خدا به اين امر تعلق مىگيرد .
استاد : در آيات ديگر ذكر شده . ما نخواستيم مفصل وارد اين قضيه بشويم . آن را بعد در بحث ديگرى طرح مىكنيم كه از بحث خودمان دور نيفتيم .
بعد از اين آيه مىفرمايد :
إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ
« 2 » ما يارى مىكنيم پيامبران خود را و كسانى كه ايمان آوردند ، در دنيا و در آخرت .
اينجا گروهى از ضعفا با مستكبرين كوبيده شدند ، ولى مىگويد يارى ما به افرادى تعلق مىگيرد
( رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا )
. نشان مىدهد ملاكى كه در قرآن هست چيست .
آيات استكبار و استضعاف تمام شد ، يعنى بيش از اين ما [ نمىخواهيم ادامه بدهيم . ]
- فرموديد كه تمام مستضعفين جزو مؤمنين و وارثين زمين نيستند . آيا عكسش هم صادق است ، يعنى مىتوانيم بگوييم كه تمام مؤمنين جزو مستضعفين هستند ؟
استاد : نه ، نمىتوانيم بگوييم . مىخواهيم ببينيم قرآن به چه شكل قطب بندى كرده ، اين دو جريان را با چه ديدى مىبيند كه يكى در نهايت امر به وراثت كلى - و البته در ابتدا هم به وراثتهاى جزئى - مىرسد . آيا در اين شكل كه اينها چون مستضعفان هستند هميشه در طول تاريخ پيروزيهاى نسبى را داشتهاند و در نهايت امر پيروزى كلى را ؟ و يا اينكه چون مؤمنين و عاملان به عمل صالح هستند ، و ميان اينها هم عموم و خصوص من وجه است ، يعنى اگرچه اكثريت مؤمنين مستضعفيناند و اكثريت مستضعفين هم مؤمنين ( على الظاهر اين گونه باشد ) ولى احياناً ممكن است مؤمنى باشد نه از مستضعفان بلكه از قطب سوم و گروه سوم باشد ، و ممكن است مستضعفينى باشند نه مؤمن كه با
هامش
( 1 ) مؤمن / 50 .
( 2 ) مؤمن / 51 .