اينكه از جنبهء اقتصادى جزو اين گروهند از جنبهء فكرى ملحق به مستكبرين باشند .
- آيا براى اين جهت هم آياتى در قرآن داريم كه مؤمنينى باشند كه جزو طبقهء مستضعفين نباشند ؟
استاد : قبلًا خوانديم . اتفاقاً همين الآن به آنجا رسيدهايم . بعد ببينيم كه آيا در قرآن در ميان رهبران ( رسولان ) و يا در ميان مؤمنين كسانى هستند كه با اينكه از مستضعفين نيستند مؤمنند و ملحق به مؤمنين شدهاند ، يا نه ؟ در جلسات پيش مطالبى گفتيم ، باز هم خواهيم گفت .
- آنجا كه شما راجع به شيوع فساد از بالا به پايين و رسوخ صلاح از پايين به بالا صحبت كرديد مورد اولش واضح بود ، فرموديد كه معمولًا فساد را طبقهء برگزيده نشر مىدهند ، ولى آن مورد دوم را آيا ممكن است مثالى از قرآن ذكر كنيد ؟ چون به نظر مىرسد كه اگر قرار باشد صلاح در جامعه حاكم شود باز هم يك عده برگزيده بايد آن را به تودهء مردم القا كنند .
استاد : برگزيده به چه معنا ؟ اينكه گفتيم « بالا » مقصودمان از « بالا » طبقهء مترف يعنى طبقهء متنعم بود ، چون معمولًا همان تنعم بيشتر سبب فساد اخلاق مىشود ، آنوقت از آنها فساد سرايت مىكند . البته قوانين اجتماعى بهطور كلى امور نسبى است نه مطلق كه هميشه اينطور باشد . معمولًا فسادها دوگونه است . گاهى ممكن است برخى فسادها احياناً از طبقهء پايين شروع بشود و سرايت كند و گاهى ممكن است صلاحهايى از طبقهء بالا شروع بشود ، ولى بهطور نسبى اكثريت اين گونه است .
- عامل زر و زور و تزوير در تاريخ تا چه حد نقش دارد و قطعيتش چقدر است و غير از اين هم چيزهاى ديگرى هست يا نه ؟
استاد : اتفاقاً به همان هم مىرسيم . قرآن اين را قبول ندارد .
- به عنوان قطع ؟
استاد : به عنوان قاعده هم قبول ندارد . بهترين دليلش خود همان بلعم باعوراست . اين بلعم باعورا كه در قرآن هست ، نه يك روحانى بوده وابسته به آن طبقه و شده بلعم باعور . اتفاقاً عكسش بوده ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 931
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٣١