تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 911

مساهمون:

ص٩١١
از جهت نفى ؛ يكى از طرف زندگى ، يكى از طرف مرگ . در هر چيزى قواى جاندار اثبات و نفى وجود دارد و بين اثبات و نفى تضاد موجود است . تحول و تغيير امور از آن جهت است كه داراى تضاد مىباشند . » اين مطلب تقريبا مقدمه‌اى است براى بند 3 . در بند 3 تحت عنوان « اثبات ، نفى ، نفى در نفى » مىگويد : « هرگاه تخمى را كه زير مرغ است در نظر بگيريم ، ديده مىشود در تخم نطفه‌اى هست كه در هواى مساعد و شرايط مخصوص نشو و نما مىكند . اين نطفه در حين رشد جوجه مىشود ، به اين ترتيب كه نطفه به منزلهء نفى تخم است . به خوبى ديده مىشود كه در داخل تخم دو قوه موجود است : يكى آن كه مىخواهد تخم را به حالت خود نگهدارد و ديگرى قوه‌اى كه مايل است تخم را به جوجه تبديل كند . از اين‌رو تخم با خودش سازگار نيست . » حرفش تا اينجا با نظر ارانى جور در نمىآيد . بعد مىگويد : « چيزى كه از نفى مشتق مىشود حالت اثبات پيدا مىكند . جوجه اثباتى است كه از نفى تخم خارج مىشود . اين يكى از مراحل تكامل است . مرغ از تغيير شكل جوجه به وجود مىآيد و در خلال اين تحول بين قوايى كه مىخواهند جوجه را به همين حال نگهدارند و قوايى كه مىخواهند جوجه را به مرغ تبديل كنند تضاد و كشمكش است . » از اينجا به بعد تناقض گويىاش شروع مىشود ؛ مىگويد : « مرغ نفى جوجه است ( با اينكه طبق حرفهاى قبل ، نفى جوجه قوايى بود كه مىخواست آن را به مرغ تبديل كند ) و جوجه به نوبهء خود محصول نفى خود مىباشد . پس مرغ نفى است و اين شيوه عمومى تكامل ديالكتيكى است : 1 . اثبات كه تز نام دارد ( حكم ) 2 . نفى ، آنتىتز ( ضد حكم ) 3 . نفى در نفى ، سنتز ( كه در پرانتز مىبايست مىگفت حكم مركب ، مثل ارانى كه نگفت ) . اين كلمات به منظور نشان دادن همبستگى تحولات و مشخص كردن آن است كه هر تحولى محصول انهدام تحولى پيشين است . اين انهدام را ما نفى مىناميم . »