تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
واحد هم طلا باشد و هم نقره ، اين محال است . اين اصطلاح تضادى است كه در باب تقابل هست . يك تضاد ديگر هست كه تنها در لفظ با اين تضاد شريك است و در معنى نهايت اختلاف را با هم دارند و هيچ فيلسوفى قائل به امتناع آن نيست ، بلكه همه حكم به ضرورت وجود آن كرده‌اند . آن تضاد به معناى اين است كه دو شئ اثرهاى مختلف دارند ، مثل آب و آتش . آب و آتش دو شئ متضاد هستند ، يعنى اگر به يكديگر برسند اثر يكديگر را خنثى مىكنند . به اين معنى ، تضاد يكى از اركان عالم است ، كه گفتيم اين همان بحثى است كه ما در باب شرور داريم ؛ چون شرور از اعدام پيدا مىشود و اغلب اين اعدام ناشى از تضادهاست ، مثل تضادى كه سيل با باغ و تگرگ با ميوهء سر درخت دارد . به اين معنى ، تضاد يكى از اركان نظام عالم است ؛ يعنى اگر تضاد در عالم نمىبود حركتى و تكاملى نبود . به اين معنى است كه گفته‌اند : « لو لا التضاد ما صحّ دوام الفيض عن المبدأ الجواد » . در باب تركيبها ، در اصل همهء اين تنوعها و تركيبها برمىگردد به يك عناصر محدودى ، صدتا يا بيشتر يا كمتر ، بالاخره محدود است ، ولى عالم تنوع و تحول مىپذيرد . حالا تنوع را در نظر بگيريد ، انواع غير محصور در عالم هست ، رقمهايى در باب انواع گياهها ذكر مىكنند كه انسان گيج مىشود ، و همچنين در مورد حيوانها . اين تنوعها - كه واقعاً هم تنوع است - از كجا پيدا شده ؟ مىگويند : منشأ تنوع تضاد است ، يعنى اگر عناصر اولى با هم تضاد نمىداشتند و مشابه يكديگر بودند در يكديگر اثر نمىكردند ، ولى يك عنصر به دليل اينكه با عنصر ديگر تضاد دارد ، وقتى اينها با يكديگر جمع مىشوند هريك اثر خودش را به ديگرى مىدهد . اشكال : حاصل ضرب عناصر در يكديگر خيلى زياد مىشود ؛ يعنى احتياجى به اثر گذاشتن در يكديگر نيست ، همين كه عناصر مثلًا صدگانه در وضعهاى مختلف با هم تركيب شوند ميليونها نوع به وجود مىآيد . جواب : با كنار هم گذاشتن عناصر در تركيبهاى جديد كه تنوع جديد پيدا نمىشود كه آثار جديد داشته باشد ، همان عناصر هستند . بحث در اين است كه حقيقتا از يكديگر متأثر مىشوند و در اثر اين تأثير و تأثر يك مزاج جديد و يك كيفيت جديد به وجود مىآيد ، كه اين كيفيت جديد خاصيت متوسطى دارد از اين دو عنصر . اسم اين