تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣
اينكه هرگز به كمال برسد . تكامل از نوع حركت است ، يعنى واقعيتى ديناميك است ، اما كمال از نوع سكون است ، يعنى مفهومى استاتيك است . رسيدن انسان به كمال مستلزم رسيدن تاريخ به جايى است كه ديگر هيچ پيشامدى در زمان رخ ندهد و در همين معناست كه ياس‌پرس مىگويد : انسان هميشه در راه است . كمال مطلق نمىتواند واقعيت پيدا كند ، به اين دليل روشن كه كمال مفهومى است استاتيك و ذات انسان واقعيتى است ديناميك ، و ناممكن است - و اصلا دلخواه نيست - كه ذاتى ديناميك به چيزى استاتيك برسد . ( بعد مىگويد ) تكامل را شما در همه جاى دنيا مىتوانيد به چشم ببينيد . » « 1 » اولًا ، اينكه رسيدن انسان به كمال مطلق ممكن است يا ناممكن ، اساساً طرحش غلط است . آيا بحث در اين است كه انسان به كمال مطلق مىرسد يا نه ؟ كمال مطلق را در مقابل كمال نسبى قرار داده است . ولى آنچه كه مقابل كمال مطلق است كمال محدود است چون در كمال محدود نسبيت معنى دارد يعنى يك كمال محدود نسبت به درجهء پايين‌تر از خودش كمال است و نسبت به درجهء بالاتر از خودش نقص است ، و اين از آنجاست كه كمال روى حسابهاى ما يك مفهوم مشكّك است . كمال آنجا كه امر واقعى باشد به وجود برمىگردد و همين‌طور كه حقيقت وجود يك امر مشكّك است و حقيقت مشكّك يعنى مابه الاشتراك با مابه الامتياز مراتبش يك چيز است ، كمال چنين حقيقتى است . بنابراين كمال بودن كمال ، نسبى است و جز كمال مطلق كه ذات پروردگار باشد هر كمالى را كه در نظر بگيريم نسبت به مادون خودش كمال است و نسبت به ما فوق نقص . اينجا صحبت در اين نيست كه آيا انسان به كمال مطلق ( به مفهوم فلسفىاش ) مىرسد يا نمىرسد ، بلكه بايد مسأله را به اين شكل طرح كرد كه آيا انسان آخرين حد كمال ممكن دارد يا ندارد ؟ يعنى كمال انسان كه كمال نسبى است آيا لايتناهى است يا آخرين حد ممكن دارد ؟ راجع به حضرت خاتم الانبياء ( ص ) اين مسأله مطرح است . محيى الدين تعبيرى راجع به ايشان دارد كه مىگويد « نهاية السير الكمالى » و در معناى خاتميت هم مىگويد : « الخاتم من ختم المراتب باسرها » . به هر حال مسأله بايد به اين شكل طرح شود كه آيا انسان آخرين حد كمال
هامش
( 1 ) . جدال با مدعى ، چاپ اول ، ص 53 و 54 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 773 | مرتضى مطهرى