تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
اين مسأله ، مسألهء بسيار مهمى است ، زيرا تنها شامل اخلاق نيست ، شامل احكام نيز هست « 1 » . عقيدهء اينها اين است كه همان‌طور كه هيچ حقيقتى دائم نيست و حقيقت موقت است ، دستور هم موقت است ، زيرا فرقى كه ميان حقيقت و اخلاق وجود دارد اين است كه حقيقت از نوع « خبر » است و اخلاق از نوع « انشاء » ، آن « نظر » است و اين « عمل » . قهرا در باب احكام - يعنى احكام فرعى - هم اين حرف مىآيد و اختصاص به آنچه كه ما آن را اصطلاحا اخلاق مىگوييم ندارد . اينها كه لفظ « اخلاق » را به كار مىبرند يك معناى اعمى را در نظر مىگيرند ، يعنى دستورالعمل‌ها ، ماينبغىها . در آغاز ممكن است يك اشكال در اينجا مطرح شود و آن اينكه ميان فلسفهء « شدن » با موقت بودن حقيقت ملازمه‌اى نيست ، زيرا فلسفهء شدن به واقعيت مربوط مىشود و فرضا كسى قبول كند كه در واقع چيزى جز « شدن » نيست خود اين مطلب مستلزم متغير بودن حقيقت نيست . البته ما اين ملازمه را قبول داريم كه اگر واقعيتها - كه از آن جمله است فكر انسان - متغير باشند طبعا حقيقت كه محتواى فكر و انديشهء اوست متغير خواهد بود ، ولى آنها اين حرف را نمىزنند . طبق نظر ما حقيقت را كه همان محتواى انديشه است نمىشود از وجود ذهنى و عينى مجرد كرد مگر به اعتبار . مثلًا « زيد قائم يوم الجمعه » كه مىگوييم ابدا صادق است ، خود اين جمله با صرف نظر از وجود عينى و ذهنى كه چيزى نيست كه بگوييم اين امرى كه نه در ذهن است و نه در خارج ، قضيه‌اى است به نام « زيد قائم » كه بر محتواى خودش ازلا و ابدا صدق مىكند . نه ، چنين چيزى ممكن نيست . اين يا وجود ذهنى دارد و يا وجود عينى [ و فقط ] اعتبارا يك امر ديگرى [ است ] كه انسان وقتى دربارهء آن مىانديشد تجريد مىكند آن را از وجود ذهنى و بعد از تجريدش نفس ماهيت و معنى و مفهوم تجريد شدهء
هامش
( 1 ) . بحث جاودانگى اصول اخلاقى براى ما اهميت بيشترى دارد و با مسألهء جاودانگى اسلام تماس بيشترى پيدا مىكند ، زيرا اخلاق عبارت از يك سلسله تعليمات است و اگر كسى تعليمات اخلاقى و انسانى و تعليمات اجتماعى را جاودان نداند نتيجتا اصول اخلاقى و تربيتى و تعليماتى اسلام را هم جاودان نمىداند و مىگويد اينها اگر هم اعتبار داشته باشد در زمان خودش اعتبار داشته است ، بعد كه زمان تغيير كرده و اوضاع عوض شده است ، به حكم اين قاعدهء كلى كه اصول اخلاقى بايد تغيير كند ، اصول تعليمات اسلام هم بايد تغيير كند و اين بخش بزرگ از اسلام منسوخ گردد . البته مسألهء جاودانگى حقيقت هم با مسألهء جاودانگى اسلام ارتباط پيدا مىكند ولى مسألهء جاودانگى اصول اخلاقى ارتباط بيشترى با جاودانگى اسلام پيدا مىكند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 706 | مرتضى مطهرى