تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
چنين حركت و تغييرى باشد كه همهء اشياء داراى چنين حركتى باشند كه شئ حركت كند به سوى ضد خودش ، و ضدش هم به سوى ضد ضد خودش . هرگز علوم چنين چيزى را تأييد نمىكند و قابل تعميم در همهء مسائل نيست « 1 » . خود هگل گاهى مثالهايى مىآورد كه آن مثالها از جنبه‌اى قابل انطباق هست و از جنبه‌اى قابل انطباق نيست . مثلًا مثال به عمل و عكس‌العمل مىزند ، مىگويد اگر ريسمانى را در حالى كه يك شئ سنگين به آن آويخته باشد به يك سو به حركت در بياوريم اين ريسمان از همان مسيرى كه برده شده بود برمىگردد ولى در جاى اول خودش نخواهد ايستاد بلكه در برابر حركت ما عكس العمل نشان خواهد داد و از جاى اولش هم خواهد گذشت و مقدارى در جهت مقابل حركت اولى خواهد رفت و دو مرتبه به طرف ضد آن جهت حركت خواهد كرد ، و اين نوسان مدتى ادامه خواهد يافت تا آنكه سرانجام در نقطهء تعادل بايستد . اين معنايش بازگشت به تعادل اوليه است ؛ و اين هم يك اصلى است كه قابل قبول است ولى اين اصل قابل قبول ربطى به حرفهاى اينها ندارد و غير از تز و آنتىتز و مركّبى است كه در سطح بالاتر قرار دارد ، بلكه در اين مثال برگشت به حالت اوليه است و اين بدان معنى است كه اشياء يك حالت طبيعى دارند كه ميل طبيعىشان به بودن در آن حالت طبيعى يك عكس‌العمل در شئ ايجاد مىكند و در عكس‌العمل از حالت اول هم مىگذرد و يك مقدار هم از آن خارج مىشود ، ولى تدريجا به حالت اوليه باز مىگردد « 2 » .
هامش
( 1 ) . در كتاب قيام و انقلاب مهدى ذكر كرده‌ايم كه چه چيزهايى از آن در طبيعت وجود دارد و چه چيزهايش در طبيعت وجود ندارد . ( 2 ) . سؤال : اگر تكامل را ما در درجهء اول قبول كرديم مسئله چگونه مىشود ؟ جواب : چرا قبول كنيم ؟ به چه دليل ؟ - يعنى تكامل نتيجهء اين بحث است ؟ جواب : بله ، تا ما تضاد را به اين شكل قبول نكنيم تكامل را نمىشود بپذيريم . - اگر ديديم در عالم تكامل هست ، چطور ؟ جواب : « ديديم در بعضى از اجزاء عالم تكامل هست » غير از اين است كه در همهء اجزاء عالم تكامل هست . مثلًا اگر تكامل داروين با تجربيات علمى ثابت شود و آن را بپذيريم ، چه لزومى دارد كه در غير جانداران هم بپذيريم ؟ هگل روى حسابهاى فلسفى خودش مفاهيمى سرهم كرده بود ( و او حق داشت قائل به تكامل باشد ) . - هر تكاملى با فرضيهء هگل خوب تطبيق مىكند ، چون هر مرحله‌اى يا ساكن و ثابت است كه از محل بحث خارج است و [ يا حركت و جريان دارد ] . اگر حركت و جريان داشته باشد و مرحله ديگرى در انتظار باشد ، ناچار آن