مقدمه
علل گرايش به ماركسيسم
يك بحث بسيار مهم و مطرح كه شايسته است كتابى دربارهء آن نوشته شود ، مسألهء علل گرايش به ماركسيسم است همچنانكه بحث ديگرى نيز راجع به علل پيدايش ماركسيسم براساس خود قوانين ماركسيسم بايد انجام گيرد و بررسى شود كه آيا اين قوانين مىتوانند پيدايش ماركسيسم را توجيه كنند يا نه ؟ و نيز بايد تحقيق كرد كه زمينهء پيدايش ماركسيسم چه بود ؟ زمينهء اجتماعى و تحولات فكرى و فرهنگى و فلسفى به چه مرحلهاى رسيده بود كه پيدايش ماركسيسم را ايجاب مىكرد ؟
اما مسألهء مهمتر همان مسألهء گرايش به ماركسيسم است . چرا دنيا به ماركسيسم گرايش دارد به طورى كه تقريبا در زمان حاضر نيمى از جهان ماركسيست هستند و در نيمهء ديگر نيز گرايشهاى ماركسيستى زياد است « 1 » . البته نمىتوان گفت كه نيمى از جهان ماركسيست هستند ، بلكه تعبير صحيحتر اين است كه بگوييم نيمى از جهان تحت نفوذ ماركسيستها هستند . اما خود اين كه نيروى ماركسيسم توانسته است نيمى
هامش
( 1 ) . [ خواننده محترم توجه دارد كه اين بحثها در سال 1356 ايراد شده است . ]