اشكالات وارد بر « منطق عمل »
بحث ما دربارهء معيار شناخت بود ، و اين نظريه را بررسى و نقد كرديم كه گفته بودند يگانه معيار شناخت ، عمل است . در مقابل ، آن نظريهء قديمى معتقد بود كه شناخت ، معيار شناخت است ، و شناختها را به شناختهاى خودمعيار و شناختهاى غير خودمعيار تقسيم مىكرد . راجع به قسمت كمى از اين بحث كه از جلسهء پيش باقى مانده است توضيح مىدهم و بعد وارد بحث ديگرى مىشوم .
خلاصهء اشكالات منطق عمل
خلاصهء نظريهاى كه مىگويد عمل را نمىتوان معيار شناخت قرار داد اين است : اولًا به فرض اينكه اين نظريه را بپذيريم ، آن را به طور كلّى نمىتوانيم بپذيريم ، زيرا مواردى از شناختها و آگاهيها و علمها و اطّلاعها داريم كه با اينكه يقينى بودن آنها براى ما از هر شناختى روشنتر است - به طورى كه اگر فرضاً در