تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
در قرآن مجيد در سورهء مباركهء طه مىفرمايد :
« فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى »
« 1 » خدا آگاه به راز است ، آگاه به پنهان است ، و آگاه به پنهان‌تر از پنهان است . اين « پنهان‌تر از پنهان » چيست ؟ براى انسان چيزى پنهان‌تر از اين نيست كه امرى را در دل خود پنهان كند . اگر انسان چيزى را در دل خاك يا هر جاى ديگر پنهان كند ممكن است كسى پيدا كند ، ولى اگر چيزى به صورت سرّ باشد ، يعنى اصلا از درون دل بيرون نيايد ، چيزى مخفىتر از آن براى انسان نيست . از امام سؤال شد : چرا قرآن مىگويد خدا راز را مىداند و « از راز پنهان‌تر » را هم مىداند ؟ « از راز مخفىتر » چيست ؟ امام فرمود : « از راز پنهان‌تر » آن چيزى است كه در روان تو وجود دارد و خودت نمىدانى و فراموش كرده‌اى . على ( عليه السلام ) در دعاى كميل مىفرمايد : « الّذين وكّلتهم بحفظ ما يكون منّى » تو ملائكه‌اى را بر من موكّل كردى « 2 » ، آنها را مأمور من كردى و تمام اعمال مرا ضبط و ثبت مىكنند . بعد براى اين كه مردم چنين خيال و توهمى نكنند كه خدا كه ملائكه را فرستاده العياذباللّه مثل كسى است كه به مأمور احتياج دارد و خودش به تنهايى نمىتواند ، يا شريك در ملك و به تعبير قرآن « ولىّ از ذلّ » دارد ، مىفرمايد : « و كنت انت الرقيب علىّ من ورائهم » تو خودت باز بر فرشتگان ، ناظر و شاهد هستى ؛ نه فقط شاهد بر آنها « و الشّاهد لما خفى عنهم » چيزهايى در حوزهء وجود من است كه حتى بر ملائكه كه جنود غيبى هستند مخفى مىماند - يعنى وجود من غيب و پنهانهايى دارد كه ملائكه هم از آنها آگاه نيستند و نمىتوانند آگاه باشند - ولى تو خودت آن گواهى هستى كه آنچه را كه بر آنها هم پنهان است شاهدى . از اينجا انسان مىفهمد كه قضيهء روح و روان انسان چقدر عجيب است كه قرآن مىگويد « سرّ و پنهان‌تر از سرّ » و على ( عليه السلام ) مىفرمايد چيزهايى [ در روح و روان انسان ] هست كه از ملائكه هم پنهان مىماند و تنها خداست كه بر آنها آگاه است . اين روان ناخودآگاه از كجا و چگونه ايجاد مىشود ؟ نظريهء علماى روانكاو در
هامش
( 1 ) . طه / 7 . ( 2 ) . اين مطلب در قرآن هست :« ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ »( ق / 18 ) .