سِيرُوا فِي الْأَرْضِ »
« 1 » برويد در زمين گردش كنيد .
« أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ »
« 2 » چرا اينها در زمين گردش نمىكنند ؟ يعنى برويد آثار تاريخى را مطالعه كنيد « 3 » و بعد ببينيد كه زندگى و جامعهء بشر چه تحولات تاريخى پيدا كرده است .
باز على ( ع ) در وصيتى كه در نهج البلاغه به امام حسن ( ع ) مىكند جملهء بزرگى دارد كه به انسان ايمان بيشترى مىبخشد . على ( ع ) كه از نسل اول اسلام است به امام حسن ( ع ) دستور مىدهد : پسرم ! احوال امم و ملل و تواريخ را به دقت مطالعه كن و از آنها درس بياموز ! بعد چنين تعبيرى دارد : « اى بنىّ انّى و ان لم اكن عمّرت عمر من كان قبلى فقد نظرت فى اعمالهم و فكّرت فى اخبارهم و سرت فى اثارهم حتّى عدت كاحدهم ، بل كانّى بما انتهى الىّ من امورهم قد عمّرت مع اوّلهم الى اخرهم » « 4 » پسركم ! اگرچه عمر محدودى دارم و با امتهاى گذشته نبودهام كه از نزديك وضع و حال آنها را مطالعه كرده باشم ، اما در آثارشان سير كردم و در اخبارشان فكر كردم تا آنجا كه مانند يكى از خود آنها شدم ، آنچنان شدهام كه گويى با همهء آن جوامع از نزديك زندگى كردهام . بعد مىگويد نه ، بالاتر از اين ؛ چون اگر كسى در جامعهاى با مردمى زندگى كند فقط از احوال همان مردم آگاه مىشود ولى من مثل آدمى هستم كه از اول دنيا تا آخر دنيا با همهء جامعهها بوده و با همهء آنها زندگى كرده است ؛ پس تاريخ را مطالعه كن ، در اخبار ملتها و در تحولاتى كه براى جامعهها پيش آمده فكر كن تا مانند چشمى باشى كه از اول دنيا تا آخر دنيا را مطالعه و مشاهده كرده است . اين است كه از نظر قرآن [ و روايات ] خود تاريخ منبعى براى شناخت است .
فلسفهء تاريخ در قرآن
اين مسئله كه قرآن دعوت مىكند كه بشر تاريخ را مطالعه كند بسيارى از نظريات قرآن دربارهء فلسفهء تاريخ را روشن مىكند :
هامش
( 1 ) . انعام / 11 ، نمل / 69 ، عنكبوت / 20 و روم / 42 .
( 2 ) . غافر / 82 و محمّد / 10 .
( 3 ) . اين « گردش در زمين » براى مطالعهء طبيعت نيست ( البته آنجايى كه با اين تعبير آمده است ) ؛ آنجا كه با تعبير « سير در زمين » آمده است براى مطالعهء تاريخ است .
( 4 ) . نهج البلاغه ، نامهء 31 .