تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
مساحتها را برحسب مترمربع تعيين مىكنيم و اينها را « كمّيّت » مىگوييم . صدها هزار اشياء را داخل در مقولهء كميت مىكنيم . همچنين صدها هزار اشياء ديگر را در مقولهء كيفيت دسته‌بندى مىكنيم . صدها هزار اشياء ديگر را در مقولهء اضافه ( يا مقولهء نسبتها ) داخل مىكنيم و مىگوييم نه كميت است نه كيفيت . صدها هزار شئ ديگر را مىگوييم نه كميت است نه كيفيت و نه اضافه ، جوهر است ، و يا به تعبير غلط بعضى افراد ، ذات است . اينها دسته‌بندىهاست . انسان تا اشياء را دسته‌بندى نكند نمىتواند آنها را بشناسد . هيچ مكتبى نيست كه قائل به مقولات اشياء و قائل به دسته‌بندى كردن اشياء براى شناسايى نباشد . البته گاهى درباره تعداد مقوله‌ها اختلاف نظر است ، يكى مىگويد ده‌تاست ، ديگرى مىگويد پنج‌تاست ، ارسطو براى خودش مقولاتى دارد ، شيخ اشراق براى خودش مقولاتى دارد ، كانت براى خودش مقولاتى دارد ، هگل همين طور ، و ديگران . ولى آنچه مسلّم است اين است كه مقولات براى شناخت ، يك امر ضرورى است . اگر اشياء مقوله مقوله نشوند ، براى ما قابل شناخت نيستند . اين مقوله مقوله شدن ، يك كار عقلانى و فكرى و يك تجزيه و تحليل عقلى است . اشياء را به صورت جزئى احساس مىكنيم ، بعد به آنها تعميم و كلّيّت مىدهيم . « تعميم » يك عمل عقلى است ، كار عقل است ، كار حس نيست . يكى از كارهاى فوق العادهء ذهن انسان عمل « تجريد » است . تجريد يعنى چه ؟ تجريد غير از تجزيه است . « تجريد مىكنيم » يعنى ذهن ما دو امرى را كه در عالم عين يكى هستند ، هرگز جدا نمىشوند و امكان جدا شدن ندارند ، از يكديگر جدا مىكند ، تجريد و مجرّد مىكند . مثلًا شما هرگز عدد مجرد در خارج نداريد . شما در عالم عين يك پنج‌تا نداريد كه فقط پنج‌تا باشد ، نه پنج‌تا گردو باشد ، نه پنج‌تا درخت باشد و نه پنج‌تا چيز ديگر باشد . نمىشود در عالم عين « پنج‌تا » وجود داشته باشد بدون اينكه « پنج چيز » باشد . اگر پنج‌تايى باشد ، اشيائى هستند كه پنج‌تا هستند ، مثلًا انگشتى وجود دارد كه مىگوييم پنج‌تا انگشت . ولى ذهن در عالم خودش ، در عالم حساب و اعداد ، آنجا كه مىگويد « 25 5 ؟ 5 » هيچ ضرورتى ندارد كه اول گردو را در نظر بگيرد ، بعد بگويد پنج تا پنج گردو ( تازه مضروب فيه را گردو گرفته ولى باز مضروب را مجرّد گرفته است ) [ مساوى است با بيست و پنج گردو ؛ بلكه مىگويد ] پنج پنج‌تا مىشود بيست و پنج‌تا ؛ يعنى ذهن تجريد مىكند و چون تجريد مىكند قادر بر تفكر و