تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
بطلان تركيب از دو واجب متوقف است بر ادلهء توحيد و اگر دليل توحيد متوقف بر بطلان تركيب باشد مطلقا ( حتى از واجبين ) دور است . در جواب مىگوييم : بلى و لكن تقريرى كه ما در دو صفحه پيش كرديم متوقف نيست بر اينكه بطلان تركيب را از راه واحديت بكنيم . از اينجا معلوم مىشود كه برهان قوم خالى از نقص نيست و بعضى شقوق در آن مسكوت عنه گذاشته شده و آن ، شقوق واجب بودن مابه الامتياز است ، همچنانكه در بيان روايت ، شقوق امكان مابه الامتياز مسكوت عنه گذاشته شده ، و البته اگر بنا شود كه بعضى شقوق مفروض البطلان و بديهىّ البطلان فرض شود شقوق امكان مابه الامتياز اولى است ، زيرا فرض ممكن و امكان در صقع ربوبى بيّن الفساد است . عليهذا بيان روايت صادقى ( عليه السلام ) اكمل است از بيانى كه قرنها فلاسفه روى آن كار كرده‌اند . و ضمناً معلوم شد كه در روايت ، سه مقدمهء فلسفى منطوى است : يكى اينكه وجوب وجود عين حقيقت واجب است و زائد بر ذات نيست و نمىشود وجوب وجود را عرضى ذات واجب گرفت و اين جز با فرض اصالت وجود سازگار نيست ، پس در روايت به اصالت وجود تكيه شده ؛ دوم اينكه همواره بين دو واجب امكان بالقياس است ؛ سوم اينكه بين اجزاء مركّب واقعى نمىشود امكان بالقياس باشد و بايد حتما وجوب بالقياس باشد . مطلب ديگر اينكه حاجى در مبحث « اصالت وجود » چنين وانمود مىكند كه بنا بر اصالت ماهيّت شبههء ابن كمونه لا ينحلّ است و حال آنكه همان طورى كه ما گفتيم و از كلمات اسفار هم هويداست شبههء ابن كمونه بنابر اصالت ماهيّت هم مدفوع است و اينكه حاجى در حاشيهء اسفار ( حاشيه در صفحهء 15 جلد سوم است ) مىگويد : « لكن الانصاف أنه لا يصحّح كلامهم » ، اشكالى است مبنائى نه بنائى ؛ آن ، اشكالى است بر « مبناى » اصالت ماهيّت و اما بنابر اصالت ماهيّت اشكال ابن كمونه باز مدفوع است .