تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
اول اين مسئله براى ذهن به چه صورت مشوّش و مشتبهى طرح شده است . مسئلهء خدا و جهان ديگر را به دو نحو مىتوان طرح كرد : طرح صحيح و معقول ، و طرح غلط و گمراه كننده . اگر صحيح طرح كنيم از بسيارى از اشكالات كه خود به خود در ذهن پيدا مىشود رهايى خواهيم يافت ، ولى اگر به طرز غلط و گمراه كننده‌اش طرح كنيم هر لحظه دچار اشكال و اشتباه خواهيم شد و هرچه بيشتر تلاش كنيم بيشتر از حقيقت دور مىشويم . بعدها خواهيم ديد كه همهء اشكالات و استدلالات ماديين متوجه همان طرح غلط و گمراه كننده است . ما براى اينكه بفهمانيم چگونه مىشود كه يك مسألهء فلسفى را دو نحو طرح كرد مثالى نسبتا ساده ذكر مىكنيم كه ضمنا شايد شبيه‌ترين و نزديك‌ترين مثالها به مطلب مورد بحث ماست .

يك مثال ساده

اين مثال ساده را دربارهء زمان انتخاب مىكنيم . فرض كنيد يك نفر مىخواهد مسئلهء زمان را طرح كند و دربارهء زمان تحقيق نمايد و بداند آيا حقيقتى به نام زمان هست يا نيست ؟ و اگر هست چگونه حقيقتى است ؟ يك وقت هست كه تصور اين شخص دربارهء زمان از نوع تصورى است كه دربارهء يكى از مواد و اجرام و اجزاء طبيعت دارد ، يعنى مىپندارد كه آن چيزى كه نام « زمان » به آن داده‌اند يكى از ميليونها اجرام و اجزاء طبيعت است . بديهى است كه اگر چنين تصورى براى كسى پيدا شود و مسئلهء زمان براى وى به اين صورت طرح گردد هميشه انتظار خواهد داشت كه يك روز در ضمن يك آزمايش و در زير يك ذره‌بين و يا از پشت لولهء تلسكوپ به وسيلهء يك مكتشف ، وجود زمان اعلام گردد . حالا اگر بخواهيم وارد تحقيق و جستجو دربارهء زمان بشويم آيا صورت اين مسئله مانند دو مسئلهء بالا « 1 » خواهد بود ؟ يعنى آيا بايد اين مسئله به اين صورت براى ما طرح شود كه آيا در طبيعت و يك گوشه از جهان يك موجود ديگرى در رديف ساير موجودات به نام « زمان » وجود دارد و يا ندارد ؟
هامش
( 1 ) . [ ظاهراً مقصود از « دو مسئلهء بالا » تحقيق دربارهء يك عنصر يا يك ستاره به عنوان جزئى از اجزاى طبيعت مىباشد . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 301 | مرتضى مطهرى