طرح برهان ربط متغير به ثابت مباحث ديگرى از جمله حركت در مقولات را مطرح كرد و باز در اينجا برهان ديگرى بر حركت جوهرى اقامه مىكند .
در باب قوه و فعل اسفار ، آنطور كه يادم هست ، مجموعاً بيشتر از سه برهان ذكر نمىكند ، ولى در جاهاى ديگر كتاب اسفار براهين ديگرى هم اضافه كرده است كه ما ان شاء اللَّه آنها را هم ذكر مىكنيم « 1 » و « 2 » .
برهانى بر حركت جوهرى
اولين برهانى كه ايشان در اين فصل اقامه مىكند - كه دومين برهانشان بر حركت جوهرى در باب قوه و فعل است - در الشواهد الربوبيه هم آمده است و در هر دو جا حاجى سخت به اعتراض برخاسته و در هر دو جا هم ادعا كرده است كه اين برهان را مرحوم آخوند نه بر مذاق خودش بلكه بر مذاق شيخ اشراق اقامه كرده است . ظاهر برهان هم به نظر عجيب مىآيد .
تا اينجا مرحوم آخوند چنين مىگفت كه فاعل همهء حركات عرَضى و بلكه تمام اعراض ، خود طبيعت است . حتى در فصل بيستم بابى به همين عنوان داشتيم : « فى إثبات الطبيعة لكل متحرك و أنها هى المبدأ القريب لكل حركة سواء كانت الحركة طبيعية او قسرية او ارادية » . آخرين مطلبى كه خوانديم يعنى همين « بحثٌ و تحصيلٌ » چنين آغاز مىشد : « و لعلّك تقول ايراداً على ما ذكرناه من أنّ الفاعل القريب لكل حركة و كل فعل جسمانى هو الطبيعة لاغير أنه . . . » . اما يكباره اين فصل تحت عنوان « فى استيناف برهان آخر على وقوع الحركة فى الجوهر » چنين آغاز مىشود كه طبيعت ، فاعل حركات و اعراض جسمانى نيست و مرحوم آخوند بر آن ، برهان اقامه كرده ، پا فشارى هم مىكند .
اين امر اسباب اشكال شده است و حاجى اعتراض كرده مىگويد اين حرف ، .
هامش
( 1 ) . يك مجموعه رسائلى از مرحوم آخوند به صورت چاپ سنگى چاپ شده كه چندين رساله در آن هست از جمله رسالة الحدوث . در اين رساله آنطور كه در خاطرم هست براهين حركت در جوهر جمع شده است . در الشواهد الربوبيه هم شايد بهتر از آنجا جمع شده باشد .
( 2 ) . [ اين براهين در جلسهء چهل و پنجم آمده است . ]