به نام « انسانٌ ما » در اين اتاق وجود نداشته است بلكه « انسانها » وجود داشتهاند به اين نحو كه هر كدام در ظرف يك دقيقه وجود داشتهاند . پس آنچه در اينجا در واقع موجود است وجود انسان است به نحو كثرت ، اما اينكه وجود انسان به نحو وحدت باقى باشد ، صرف اعتبار ذهن است . مرحوم آخوند در جاهاى ديگر مكرر گفته است كه اين حرف غلط است كه « الطبيعة يوجد بوجود فردٍ مّا و ينعدم بانعدام جميع الافراد » ، بلكه صحيح آن است كه بگوييم « الطبيعة يوجد بوجود فرد واحد و ينعدم بانعدام ذلك الفرد » ، زيرا طبيعت ( يعنى كلى طبيعى ) نه واحد است نه كثير ، بلكه واحد است به وحدت افراد ، و كثير است به كثرت افراد . پس اين « صورةٌ مّا » يى كه در اينجا مىگوييم و مخصوصاً آنچه در باب كون و فساد گفته مىشود جز يك امر انتزاعى چيز ديگرى نيست .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٦٤