تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
وقتى صورت اول معدوم شد آيا ماده ولو در يك آن بدون صورت باقى ماند ؟ ماده در يك آن هم نمىتواند بدون صورت باشد . اين يك مثل عاميانه است كه بگوييم مثَل ماده مثَل يك خيمه است كه به عمودٌمّا احتياج دارد . براى تعويض عمود خيمه ، معمولًا يك عمود ديگر مىگذارند و خيمه براى مدتى داراى دو عمود است و بعد عمود اول را برمىدارند . خيمه حداقل به يك عمود نياز دارد و گذاشتن دو عمود براى آن مانعى ندارد . ولى ماده نمىتواند در يك آن داراى دو صورت باشد . ماده هميشه بايد با يك صورت باشد ولى كدام صورت ؟ صورت اول كه معدوم شده است و صورت ديگر هم بعداً حادث شده است . حكما مىگويند ماده در ضمن صورةٌ مّا محفوظ است و در كوچكترين جزء زمان هم ماده بدون صورت نبوده است ، يعنى ميان زوال يك صورت و حدوث صورت بعدى تخلل زمان نشده است . خود مرحوم آخوند در جاى ديگرى - نه در باب حركت جوهرى - برهان اقامه كرده كه چنين چيزى محال است . اگر ميان صورتها وحدت اتصالى نباشد محال است كه صورتى برود و صورت ديگرى بيايد ولو اينكه بگوييم اين امر در يك آن صورت مىگيرد . براى تحقق تبادل صورتها حتماً بايد بين صورتها وحدتى در كار باشد . در باب حركت جوهرى آقاى طباطبايى تمام تكيه‌شان روى همين مطلب است ؛ يعنى در ميان تمام براهين حركت جوهرى آن برهانى كه نظر ايشان را بيش از هر برهان ديگر جلب كرده همين است كه تبادل صورتها بدون وحدت اتصالى ميان صورتها محال است . اين يك اشكال در باب برهان فصل و وصل . در مورد موجودات زنده اشكال بيشتر است . مثالى خود مرحوم آخوند در باب ماهيت در بحث مربوط به جنس و فصل و ماده و صورت ذكر كرده است و آن اين است كه آيا اگر درخت زنده‌اى را ببُريم چه چيزى معدوم مىشود و چه چيزى موجود مىشود ؟ صورت نوعيه معدوم مىشود اما صورت جسميه چطور ؟ اينجاست كه اضطرابى در كلمات مرحوم آخوند ديده مىشود . ايشان در بعضى كلمات خود مىگويد كه صورت جسميه هم معدوم مىشود كه اين حرفى است كه پذيرفتن آن خيلى مشكل است زيرا طبق اين نظر ما خيال مىكنيم درختى كه اينجا افتاده است همان درختى است كه يك ساعت پيش در اينجا ايستاده بود و اين جسم همان جسم است و لذا علامتى كه روى تنهء درخت زنده گذاشته بوديم همچنان هست