از آن براهين ، برهان فصل و وصل است . ما در اينجا نمىخواهيم به تفصيل همهء مقدمات آن برهان را ذكر كنيم . خلاصهء بيان حكما اين است كه هر جسمى يك متصل واحد يعنى يك امتداد و كشش واحد است و حكما معتقدند كه وحدت اتصالى مساوى با وحدت شخصى است ؛ يعنى هر متصل واحد ، شخص واحد است .
وقتى متصل واحدى را كه شخص واحد است به دو قسم منقسم مىكنيم ، حس چنين خيال مىكند كه اين دو نيمه عين همان واحد قبلى است ، منتها اين دو نيمه قبلًا به هم چسبيده بودند و حال از هم جدا هستند و در اينجا هويت چيزى تغيير نكرده است .
فلاسفه مدعى هستند كه مطلب از اين قرار نيست . وقتى جسمى كه متصل واحد است به صورت دو جسم درمىآيد ، واقعاً هويت در اينجا تغيير كرده است . ايندو كه الآن موجودند آن شىء واحد قبلى نيستند كه يكى نيمى از آن و ديگرى نيم ديگرى از آن باشد بلكه مشابه آن هستند . به تعبير ديگر آن صورت معدوم شده و دو صورت ديگر از نو به وجود آمده است .
يك اشكال مهم
من به اينكه اين برهان درست است يا نادرست و بررسى دقيق آن فعلًا كارى ندارم و فقط مىخواهم نتيجه گيرى در اينجا [ يعنى اسفار ] را عرض كنم . بر اين برهان ايراد بسيار مهمى مىتوان وارد كرد .
قدما مىگويند با عمل فصل ، صورت شىء اول معدوم مىشود ولى مادهاش معدوم نمىشود . چنين به نظر مىآيد كه همان يك آب است كه به صورت دو آب درآمده است ؛ همان يك جسم است كه به صورت دو جسم درآمده است . به عقيدهء قدما اينطور نيست كه يك صورت جسميه به صورت دو صورت جسميه درآمده باشد ، بلكه آن ماده كه سابقاً داراى يك صورت جسميه بود ، صورت جسميهاش معدوم شده و حالا داراى دو صورت جسميه شده است . بنابراين « هذيّت » يا « اوئيت » در اينجا به ماده است نه به صورت ؛ امر باقى ميان دو حالت ، ماده است نه صورت . صورت اول معدوم شد و به جاى آن صورت ديگرى به وجود آمد ولى ماده همان ماده است . ماده قبلًا داراى صورت واحد بود و حالا داراى دو صورت شده است .
اشكال اين است كه ماده از خودش تعينى ندارد و تعين آن به صورت است