تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
معلوم شده است كه ازدياد حجم عبارت از ازدياد سلولهاست ، روشن گرديده كه رشد جنين در واقع حركت كمى نيست ، بلكه اضافه شدن شيئى از خارج است بر شىء ديگر . اينكه بر يك خرمن گندم ، گندم اضافه كنيم ، حركت كمّى نيست . حركت كمّى اين است كه از درون در ابعاد جسم افزايش پيدا شود . بنا بر نظريات امروز ، در ابعاد هيچ جسم [ در حال رشدى ] افزايش پيدا نمىشود ، بلكه جسم به همان ابعاد اوليهء خود هست و ذراتى در كنار آن قرار مىگيرد . نظر شيخ اشراق غير از آن چيزى است كه امروزه مىگويند . او مدعى است كه وقتى مقدارى به مقدار اول اضافه مىشود ، مقدار اول به كلى معدوم مىشود نه اينكه بر حجم مقدار اول افزوده مىشود . به عقيدهء شيخ اشراق وقتى يك جسم نامى رشد مىكند هر مقدار جديد كه حاصل مىشود مقدار اول معدوم مىشود . پس اصلًا حركت نيست زيرا دائماً مقدار جديد مىآيد و مقدار اول معدوم مىشود ، نه اينكه شىء افزايش مقدارى پيدا كند . شيخ الرئيس سخت دچار اشكال شده است كه چگونه حركت كمّى نباتات و حيوانات را توجيه كند و در بسيارى از كتابهايش از حل مسئله اظهار عجز كرده است . او در پاسخ بعضى از تلاميذ خود - كه ظاهراً بهمنيار است - توضيح مفصلى داده و گفته است كه درالاصول المشرقية « 1 » ، خوض عظيمى در اين مسئله در باب حيوان كرده است . اما در باب نباتات اظهار ترديد كرده و گفته است شايد حركت نبات اين‌طور باشد و شايد آن‌طور باشد و احتمالات بسيارى به صورت « لعلّ » ذكر كرده و در آخر هم در مورد هيچ كدام جزم پيدا نكرده است . بعد هم گفته است كه بايد كوشش كرد تا حقيقت كشف شود و كسى نبايد نااميد شود : « و أما ما عليه الجمهور من اهل النظر فليجتهد . . . و لا ييأس من روح اللَّه » « 2 » . بعد شاگرد دوباره به استاد نامه .
هامش
( 1 ) . شيخ الرئيس كتابى داشته است به نام الاصول المشرقيه كه از آن چيزى جز يك مقدمه و قسمتهاى مختصرى از منطق در دست نيست . مىگويند اگر آن كتاب به دست مىآمد از همهء كتابهاى شيخ بهتر بود ، چون شيخ در مقدمه مىگويد من در ساير كتابهايم مجبور بودم از قدماى يونانى پيروى كنم ولى حال مىخواهم كتابى بنويسم كه از پيروى ديگران آزاد باشد و عقايد خاص خودم را بيان كنم . اين كتاب كه معلوم نيست شيخ چه مقدار از آن را نوشته بوده ، اخيراً به همان صورت ناقص در مصر چاپ شده است . از بعضى از عباراتى كه مرحوم آخوند در جلد اول اسفار آورده است معلوم مىشود به قسمتهايى از الاصول المشرقيه دسترسى داشته است . ( 2 ) . فصل 24 ، ص 92 .