تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩

انقلاب ذات

مطلب دوم از سه مطلبى كه مرحوم آخوند در « تنبيهٌ و توضيحٌ » بيان مىكنند و نكتهء خوبى است اين است كه لازمهء حركت اشتدادى نوعى « انقلاب ذات » است . از قديم اين بحث مطرح بوده است كه آيا انقلاب ذات و به تعبير ديگر انقلاب ماهيت محال است يا خير . حكما نوعاً مىگويند انقلاب ذات يعنى اينكه شىء ذات و ماهيتى داشته باشد و بعد اين ذات و ماهيت تبديل به ماهيت ديگرى شود محال است . اگر شىء ، ذاتى داشته باشد و بعد معدوم شود و ذات ديگرى از نو موجود شود اين حرف ديگرى است ، اما اينكه همان شىء اول تبديل به شىء ديگرى شود كه ذات و ماهيت آن غير آن است محال است . در قديم بحث كيمياگرى مطرح بود به اين معنا كه آيا امكان دارد كه در طبيعت ، يك جوهر مثل مس تبديل به جوهر ديگر مثل طلا بشود ، البته در صورتى كه ايندو را دو ماهيت مختلف بدانيم . عده‌اى مىگفتند اين امرى است محال زيرا معنايش انقلاب ذات است . وقتى يك شىء تبديل به شىء ديگر مىشود بايد يك امر محفوظى در بين باشد تا بگوييم « اين » به « آن » تبديل شد . اگر امر محفوظى در بين نباشد اين چه تفاوتى دارد با حالتى كه يك شىء به كلى معدوم شده و شىء ديگرى از نو موجود شود ؟ يك وقت مىگوييم يك شىء معدوم مىشود و شىء ديگرى از نو پديد مىآيد كه در اين صورت هيچ پيوندى ميان گذشته و آينده نيست و اين بحث كنونى ما نيست . يك وقت مىگوييم گذشته تبديل به آينده مىشود ولى اين تبديل به نحو انقلاب ذات است كه حكما مىگفتند محال است .