تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مانعى ندارد كه بگوييم : « التسوّد هو سوادٌ اشتدّ » ولى بنا بر اصالت وجود ؛ يعنى وجود سواد است كه اشتداد پيدا مىكند . اما اگر بگوييم ماهيت سواد اشتداد پيدا مىكند درست نيست زيرا تشكيك در ماهيت محال است .

راهى براى نقد نظريهء اول

گفتيم بيان ديگرى در اينجا وجود دارد . در گذشته در فصل هجدهم بحثى داشتيم در اين مورد كه موضوع حركت چيست ؟ در آنجا مرحوم آخوند چنين گفت كه موضوع حركت نه مىتواند بالقوهء محض باشد و نه بالفعل محض ، بلكه بايد امرى مركب الهويه از ما بالقوه و ما بالفعل باشد كه چنين امرى همان جسم است . در آنجا ما خودمان اين سؤال را مطرح كرديم كه چرا حركت نيازمند به موضوع است « 1 » . گفتيم ممكن است در اينجا سه راه ارائه شود . راه اول اين بود كه چون حركات در مقولات عرضى واقع مىشوند و عرض نياز به موضوع دارد پس حركت نيازمند موضوع است . اگر اين را دليل نيازمندى به موضوع قرار دهيم در حركت جوهرى ديگر نيازى به موضوع نداريم ولى مرحوم آخوند از اين راه وارد نشد و درست هم همين بود . اينكه عرض به موضوع نياز دارد ، مسأله‌اى است غير از مسئلهء نياز حركت به متحرك . البته كسى مثل شيخ اشراق مىتواند بگويد كه حركت اساساً عرض است و چون عرض نيازمند موضوع است پس حركت به موضوع نياز دارد كه اين راه دوم است ولى باز مورد قبول مرحوم آخوند نيست . پس حركت از چه نظر به موضوع احتياج دارد ؟ گفتيم از اين نظر كه امرى است بالقوه كه مىخواهد فعليت پيدا كند ، و ما قبلًا در فصل ديگرى ثابت كرديم كه حركت نيازمند به فاعل و نيز قابل است . مقصود از موضوع در اينجا قابل است نه موضوعى كه در باب عرض گفته مىشود . در اين صورت وقتى حركت در مقولات عرضى - كه اكنون محل بحث ماست - واقع مىشود نيازمند به موضوع است نه از آن جهت كه عرض به موضوع احتياج دارد ؛ اگر عرض احتياج به موضوع نمىداشت ، باز در اينجا احتياج به موضوع به معناى ديگر همچنان باقى بود . هميشه در خارج ، چيزى لازم است تا حركت را قبول كند . به عبارت ديگر همچنان كه در فصلهاى پيش .
هامش
( 1 ) . [ اين مطلب به نحو جامعترى در جلسهء سى و پنج مجدداً مطرح شده است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 319 | مرتضى مطهرى