تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
- اما سؤال دوم . باز در فصل گذشته گفتيم كه حركت نيازمند به موضوعى است كه مركب از « ما بالقوه » و « ما بالفعل » باشد . سؤال دوم اين است كه تكليف اين مطلب در حركت ذاتى چه مىشود ؟

وحدت فاعل و قابل در حركت ذاتى

مرحوم آخوند در اينجا توضيح ميدهند كه آن مطلب را هم باز ما بايد در واقع تصحيح كنيم به اين شكل كه باز قائل به تفصيل شويم . اينكه آيا موضوع بايد مركب از ما بالقوه و ما بالفعل باشد يا نه ، وابسته به آن است كه حركت چه حركتى باشد . اگر حركت مورد نظر از قبيل حركات عرضى و يا به تعبير مرحوم آخوند از « حركات عارضه جسم » باشد ، مثل حركاتى كه در مقولات چهارگانه رخ ميدهد ( همين حركات محسوس و ظاهرى أيني ، وضعي ، كمّى و كيفي ) در اين گونه حركات ، موضوع نميتواند قوه محض باشد ، همچنان كه نميتواند فعليت محض باشد ، بلكه موضوع بايد مركب از ما بالقوه و ما بالفعل بوده و در جميع زمان حركت ، مستمر و ثابت باشد . اما اگر حركت ، حركت ذاتى باشد ، ما نيازمند به يك موضوع مركب از ما بالقوه و ما بالفعل نيستيم ، بلكه در حركت ذاتى قابل و فاعل هر دو يكى است : « فالقابل و الفاعل هناك امر واحد » « 1 » . مراد مرحوم آخوند از اينكه قابل و فاعل هردو يكى است چيست ؟ ايشان ميخواهد بگويد حركت در اينجا چيزى نيست كه نياز به موضوع داشته باشد كه اين مطلب نياز به توضيح دارد . در لوازم انتزاعي ، مثل زوجيت كه از لوازم اربعه است فاعل چيست و قابل كدام است ؟ آيا اربعه قابل زوجيت است يا فاعل آن ؟ در اينجا به يك اعتبار نه فاعليتى وجود دارد نه قابليتي ، چون فاعليت و قابليت در مورد امور عينى و حقيقى است ، يعنى امورى كه در عالم اعيان وجود دارد . در باب معانى و مفاهيم انتزاعي ، واقعيتى جز انتزاع ذهن در كار نيست ؛ واقعيتى در بيرون از ذهن نيست تا سخن از اين به ميان بيايد كه فاعل چيست و قابل كدام است . اربعه به حيثى است كه وقتى كه ذهن آن را تصور مىكند ، از آن زوجيت را انتزاع مىكند نه اينكه زوجيت در خارج يك .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 63 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 259 | مرتضى مطهرى