تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
- برهان چهارم اين بود كه اگر جسم ، لذاته متحرك باشد ، يعنى جسم كه متحرك است از آن جهت متحرك باشد كه جسم است ، لازم مىآيد تمام اجسام در جميع حركات با يكديگر اشتراك داشته باشند ، نه اينكه بعضى از اجسام نوعى از حركت را داشته باشند كه جسم ديگر ندارد و وضعيت حركتشان با يكديگر اختلاف داشته باشد . فخر رازى همين را هم مورد ايراد قرار داد . اول جسم را به سه خصوصيت مقدار ، صورت جسميه و ماده تحليل كرد و بعد دو امر مسلّم ميان فلاسفه در باب جسم را مورد اشكال قرار داد ، طبق همان خصلتى كه دارد كه زير بار اصول مسلّم هم نمىرود . يكى از دو امر مسلّم كه همهء فلاسفه در مورد آن وحدت نظر دارند اين است كه صورت جسميه در همهء اجسام واحد است . مقصود از صورت جسميه اين است كه همهء اجسام با همهء اختلافات نوعىاى كه دارند ( انواع جمادها ، انواع نباتها و انواع حيوانها ) در اين جهت مشترك هستند كه داراى يك جرم هستند ، داراى يك جوهر جرمانى هستند كه به موجب آن جوهر جرمانى قابليت ابعاد سه گانه دارند ، كه صفت « قابليت ابعاد سه گانه » از اين خصوصيت ناشى مىشود . جسم را اين‌طور تعريف مىكنند : « جوهرٌ يمكن ان يفرض فيه خطوط ثلاثة متقاطعة على زوايا قوائم » . در اين جهت هيچ كس بحث ندارد كه ملاك جسميت اين است . اگر مىگوييم انسان جسم است ، يعنى انسان داراى يك جوهر جرمانى است كه به موجب آن جوهر جرمانى داراى ابعاد سه گانه است . به درخت هم كه مىگوييم جسم است ، يعنى همين كه در انسان هست در درخت هم هست . همهء چيزهايى كه ما در عالم طبيعت جسم مىناميم در اين جهت با يكديگر اشتراك دارند .

ايرادهاى فخر رازى بر برهان چهارم

يكى از ايرادات فخر رازى اين بود كه از كجا مىگوييد كه جسميت مشتركه‌اى در ميان همهء اجسام وجود دارد ؟ ممكن است اين خصلتِ قابليت ابعاد سه گانه ، اين خصلت واحد كه در همه جا واحد است ناشى از چيزهاى متعددى باشد . مثلًا ممكن است آن امرى كه در انسان منشأ قابليت ابعاد سه گانه است يك چيز باشد و آن امرى كه در درخت منشأ قابليت ابعاد سه گانه است چيز ديگرى باشد . بعد هم گفت كه من آن اصل را اساساً قبول ندارم كه ملزوم واحد بايد در همه جا لازم واحد داشته باشد .