در مورد انسان بگوييم : اين انسان ، انسان است ، حيوان ناطق است ، يا بگوييم ضاحك و خندان است ، يا مسلمان است ، يا آسيايى است و يا فارسى زبان است . يا فرضاً مثلثى داريم ؛ اين مثلث سه گوش دارد و شكلى است كه سه ضلع به آن احاطه كرده ؛ مىگوييم زواياى مثلث مجموعاً 180 درجه است ، و يا خواص ديگرى براى مثلث ذكر مىكنيم . اين چيزهايى كه براى يك شىء ذكر مىكنيم و بر آن حمل مىكنيم چند جور است . بعضى چيزها را كه بر يك شىء حمل مىكنيم يك امر مفارق است ؛ مثل « انسان عالم است » . قبلًا انسان خودش خودش بود ولى عالم نبود ، حالا عالم هم هست . علم يك امر جدا ناشدنى از انسان نيست . اين يك قسم است .
نوع ديگر اوصافى است كه جدا ناشدنى از شىء است و لازمهء ذات شىء است و محال است كه جدا بشود و در عين حال عقل اگر بخواهد آن را از خود شىء جدا فرض كند ، خودش را جداى از خودش فرض نكرده است ، بلكه چيزى را كه به شىء چسبيده است ، جدا فرض كرده است . مثلًا اگر مثلث و 180 درجه بودن را در نظر مىگيريم و مىگوييم هر مثلثى ضرورتاً 180 درجه است ، و يا چهارتا بودن و جفت بودن را در نظر مىگيريم و مىگوييم هر چهارتايى ضرورتاً جفت است ، چنانچه فرضاً در تحليل عقلى جفت بودن را از چهار بگيريم يعنى آن را جداى از چهار فرض كنيم و 180 درجه بودن را از مثلث بگيريم و مثلًا آن را 181 درجه فرض كنيم چنين نيست كه چهار را از چهار و مثلث را از مثلث گرفته باشيم ؛ چنين نيست كه مثلث مثلث نيست ؛ خودش را از خودش نگرفتهايم ، بلكه چيزى را از آن گرفتهايم .
اما در ميان معانىاى كه بر مثلث و بر چهار منطبق است بعضى معانى است كه خود مثلث قائم به آنهاست كه فرضاً اگر آن را از مثلث بگيريم چنين نيست كه چيزى را از مثلث گرفتهايم ، بلكه خود معناى مثلث در ذهن ما منهدم مىشود . مثل اينكه عدد بودن را از چهار بگيريم . چهار بودن چهار و عدد بودنش ، چيزى كه براى آن ثابت باشد نيست بلكه چهار يعنى عددى كه واحدها آن قدر در آن وجود دارد كه به آن « چهار » گفته مىشود . عدد بودن جزء ذات چهار است و اگر عدد بودن را از آن بگيريم خودش را از خودش گرفتهايم .
در امور اعتبارى هم مثال ذكر كنيم . مثلًا در نماز ده جزء داريم : نيت ، تكبير ، ركوع ، سجود و . . . ؛ بعد مىگوييم نماز يا فرادى است و يا به جماعت ، يا قصر است و يا تام ، يا با خضوع و خشوع است و يا بىخضوع و خشوع ، يا با حضور قلب است و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 542
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٤٢