تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢

فريده چهارم قوه و فعل

از بحث قوه و فعل ، آنچه كه حاجى در اينجا آورده است مطلبى ندارد . فقط اصطلاحات را ذكر كرده‌اند كه ما در فلسفه گاهى قوه را در مقابل فعليت به كار مىبريم كه به معنى استعداد است ( كه همان چيزى است كه در جلسه گذشته هم درباره‌اش بحث مىكرديم ) و گاهى قوه را در مقابل فعل و به آن اصطلاحى به كار مىبريم كه در علوم طبيعى به كار مىبرند و به معنى نيرو و مبدأ اثر است . فرق است ميان قوه به معنى نيرو و مبدأ اثر - مانند اينكه مىگوييم در عضلات دست من نيرويى وجود دارد كه آن را حركت مىدهد يا در عضلات پاى من نيرويى وجود دارد كه من را از جايى به جايى حركت مىدهد ، و يا در اتومبيل چنين نيرويى وجود دارد - و ميان قوه به معنى استعدادِ اينكه اين شىء يك شىء ديگر بشود . در آنجا وقتى كه مىگوييم « قوه » آن را در مقابل فعل و به معنى مبدأ فعل به كار مىبريم و در اينجا وقتى مىگوييم « قوه » آن را در مقابل فعليت به كار مىبريم و همان است كه اخيراً در بحث گذشتهء خود در باب « سبق و لحوق » به آن اشاره كرديم ، يعنى امكانِ شدنِ چيزى ديگر ؛ و دربارهء آن چيزى كه حامل امكان شىء ديگر است مىگوييم اين بالقوه آن را دارد . پس همين « استعداد شيئى در شيئى بودن » را در اين اصطلاح « قوه » مىگويند .