را عوض مىكنيم .
نظير همان مثال « عدد » است كه ما هميشه در اين گونه موارد ذكر مىكنيم : ما چنين مىپنداريم كه اگر عدد 5 كه ميان دو عدد 4 و 6 قرار گرفته است ميان دو عدد 9 و 11 ( يعنى به جاى عدد 10 ) قرار مىگرفت باز همان عدد 5 بود و فقط جايش عوض شده بود و حال آنكه اين صرفاً يك توهم است كه 5 ، 5 باشد يعنى خودش خودش باشد و جايش را عوض كنيم و آن را ميان 9 و 11 قرار دهيم . اگر عدد 5 ميان 9 و 11 باشد ديگر خودش خودش نيست ؛ آن همان عدد 10 است ، نه اينكه خودش خودش است و جايش عوض شده است ؛ كمااينكه اگر عدد 10 را از ميان دو عدد 9 و 11 برداريم و ميان دو عدد 4 و 6 قرار دهيم نه اين است كه 10 همان 10 است و جايش را عوض كردهايم و آن را آوردهايم ميان 4 و 6 گذاشتهايم ؛ اين فقط يك توهم است . جاى هيچ چيزى را عوض نكردهايم ؛ نه اين را از اينجا برداشتهايم آنجا گذاشتهايم و نه آن را از آنجا برداشتهايم اينجا گذاشتهايم ؛ جاها عوض نشده است . اين توهم محض ما و بازى واهمهء ماست كه اين يكى را از اينجا برداريم آنجا بگذاريم ، آن يكى را هم از آنجا برداريم اينجا بگذاريم .
مراتب وجود ، قابل تغيير و جابجايى نيست . از نظر كل وجود ، يعنى اگر با يك نظر جامع به عالم وجود نگاه كنيم - نه اينكه اشياء را از نظر علل ناقصهشان درنظر بگيريم بلكه اگر از نظر علل تامهشان درنظر بگيريم - وجود هر چيزى در ظرف خودش مشخِّص آن شىء است . بنابراين حدوث بوعلى سينا در هزار سال پيش ذاتى وجود اوست و حدوث زيد در سال 1320 هم ذاتى وجود زيد است ؛ يعنى اينجا ديگر « لِمَ » و « چرا » ندارد . « لِمَ » درجايى است كه امكان نحوهء ديگرش باشد .
چيزى كه امكان نحوهء ديگر در آن نيست « لِمَ » و « بِمَ » هم در آن نيست .
بحث بعد دربارهء « سبق و لحوق » است كه به درس آينده موكول مىكنيم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٦٠