( 10 ) حدوث و قدم
اقوال حكما و متكلمين در مورد مرجح حدوث عالم در لايزال ( 3 )
دو سه نكته در درس پيش گفته شد و تتمهاى باقى ماند . يكى از آن نكات راجع به « جواب نقضى » حاجى بود به كعبى ، كه كعبى مسألهء مرجح حدوث عالم را به اين شكل حل كرده بود كه مرجح حدوث عالم در نقطهء معين از زمان ، خود زمان است ؛ يعنى اگر فرض كنيم عالم ابتداى زمانى دارد و مثلًا از هزار سال پيش شروع شده است مرجح اينكه عالم از هزار سال پيش آغاز شده است ، خود زمان است ، چون خود زمان اصلًا يك كشش هزارساله بيشتر نيست ، نه اينكه زمانى بوده و عالم نبوده است . حاجى حرف كعبى را نقض كرد به اينكه ما نقل كلام به خود زمان مىكنيم ، به اين معنى كه اگر شما در پاسخ اين سؤال ما كه چرا عالم در اين وقت معين بوده است و نه در ازل ، بگوييد كه چون زمان در ازل نبوده است و مرجح حدوث عالم خود وقت و زمان است ، ما نقل كلام به خود زمان مىكنيم كه چرا خود زمان در ازل نبوده است ؟ .
گفتيم كه اين ايراد ، ايراد درستى نيست ؛ براى اينكه مىشود گفت اگر مقصود شما از « ازل » امتداد غيرمتناهى است يعنى همين امتداد غيرمتناهىاى كه ما در