تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

( 2 ) تعلّق جعل به وجود

براهين تعلق جعل به وجود

رسيديم به براهينى كه اقامه كرده‌اند بر اينكه جعل به وجود تعلق مىگيرد نه به ماهيت . اكنون بايد اين براهين را مورد بحث قرار دهيم . گفتيم شايد اين مطلب كه جعل به وجود تعلق مىگيرد احتياجى به برهان نداشته باشد ؛ يعنى بعد از اينكه ما قائل به اصالت وجود شديم و ماهيت را امر اعتبارى دانستيم همان كافى است كه در باب جعل هم وجود را مجعول بدانيم ، براى اينكه جعل در واقع به عليت برمىگردد و اصلًا جعل يعنى عليت ؛ علت حقيقت بخش به معلول است ، يعنى معلول حقيقت بودن و حقيقت داشتن خود را از علت گرفته است ؛ و اين دائرمدار اين است كه ملاك حقيقت در هر شىء ماهيت آن شىء باشد يا وجود آن شىء . اگر ملاك حقيقت در يك شىء وجود آن شىء است آن وقت علت چه چيزى را به آن مىدهد ؟ آيا ماهيت را به آن مىدهد ؟ اگر ماهيت را به آن مىدهد پس آن شىء حقيقت را از ناحيهء علت نگرفته است ؛ و اصلًا امر اعتبارى قابل افاضه شدن نيست . بحث در اين است كه حقيقتش را از كجا گرفته است ؟ آيا حقيقتش را بالذات دارد ؟ اگر حقيقتش را بالذات دارد كه مىشود