( 7 ) حدوث و قدم
حدوث جوهرى ( 2 )
در مسألهء حدوث و قدم عالم بعد از آنكه ما حدوث را با سه مفهوم - يكى مفهوم تقدم ، ديگرى مفهوم هستى و سومى مفهوم نيستى - تعريف كرديم بايد ببينيم كه اساساً چه چيزى را مىخواهيم اثبات يا نفى كنيم .
اولًا ببينيم معنى حدوث بهطور كلى - چه حدوث كل عالم و چه حدوث يك شىء خاص - چيست .
گفتيم كه حدوث غير از اين معنىاى ندارد كه وجود شىء بعد از عدم و نيستى آن قرار بگيرد . پس براى آن شيئى كه هستىاى دارد و نيستىاى دارد و نيستى آن بر هستىاش تقدم دارد اين حالت - يعنى اينكه شىء نيست باشد سپس هست شده باشد - معنايش حدوث است .
نقطهء مقابلش كه قِدم است عكس اين است ؛ يعنى « قدم » ازلى بودن يك هستى و به معنى دقيقتر تقدم نداشتن نيستى آن بر هستى آن است ؛ يعنى نمىشود يك نوع نيستى براى آن فرض كرد كه بر هستى آن تقدم داشته باشد .
اين معنى حدوث و قدم بود ؛ و در اين جهت هيچ بحث و سخنى ميان متكلمين