تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
بشود ، چون وقتى كه « آن » شد ديگر تحصيل حاصل است كه بخواهد « آن » بشود .

خلاصهء بحث

بنابراين فرق امكان استعدادى با امكان ذاتى در دو جهت شد : 1 . يكى اينكه بنا بر اصالت وجود - كه اصلًا غير از اين هم بناى ديگر به كلى غلط است - اگر ما امكان ذاتى را به ماهيت نسبت مىدهيم بالعرض والمجاز يعنى با حيثيت تقييديه است . اگر مىگوييم ماهيت ، امكان وجود دارد به معنى اين است كه ماهيت ، امكان موجوديت بالعرض يعنى امكان اتصاف به موجوديت به تبع وجود را دارد . آنجا كه وجود متصف به موجوديت مىشود همان را ما بالعرض والمجاز به متحدش كه ماهيت باشد هم نسبت مىدهيم . پس معناى امكان وجود در مورد ماهيت اين است . ولى در اينجا اين‌طور نيست . در اينجا اگر مىگوييم اين مادهء خارجى استعدادِ شدنِ فلان شىء را دارد يعنى واقعاً خود « اين » مىخواهد « آن » بشود ؛ و اگر مىگوييم آن شىء امكان وجود در « اين » دارد منظور همان امكان واقعى است يعنى آن امكانِ واقعىِ شدن . « آن شىء » هم كه مىگوييم ، ماهيت نيست ، بلكه يك امر موجودى را درنظر مىگيريم ، موجود آينده را مىگوييم ؛ مىگوييم : موجود آينده امكان وجود در موجود حاضر را دارد . اين امكان ، امكان واقعى است نه آن امكان بالعرض والمجاز . 2 . فرق ديگر اينكه امكان ذاتى را ما به ماهيت من حيث هى مفهومٌ كلّىٌ نسبت مىدهيم ولى امكان استعدادى را ما هيچ وقت به هيچ مفهوم كلى نمىتوانيم نسبت بدهيم بلكه هميشه به يك فرد خاص مىتوانيم نسبت بدهيم . هرفردى هم براى خودش يك حكمى دارد ؛ در يك زمانى اين امكان را دارد ، در زمان ديگر اين امكان را ندارد « 1 » .
هامش
( 1 ) . - حالا اگر ما مثلا بگوييم انسان در سال 2000 ممكن است مريخ نشين بشود ، در آنجا مسأله چگونه است ؟ . استاد : آنجا هم كه شما مىگوييد « انسان » در واقع مىخواهيد بگوييد « بعضى از افراد انسان » . نمىخواهيد بگوييد انسان چنين است . بعد در باب اعتبارات ماهيت اين مطلب مىآيد . يك وقت ما انسان را كه درنظر مىگيريم به طبيعت انسان نظر داريم و يك وقت