( 1 ) تعلق جعل به وجود
لِلرَّبْطِ وَالنَّفْسِى الْوُجودُ اذْ قُسِم * فَالْجَعْلُ لِلتَّأْليفِ وَالْبَسيطِ عَم
فى عَرَضىٍّ قَدْ بَدا مُفارِقا * لاغَيْرَ بِالْجَعْلِ الْمُؤَلَّفِ انْطِقا
فى كَوْنِ ماهِيَّةٍ أوْ وُجودٍ أوْ * صَيْرورَةٍ مَجْعولًا اقْوالًا رَوَوْا
تاريخچهء بحث جعل
اين بحث به نام بحث « جعل » معروف شده است . اين هم باز از بحثهايى است كه بعد از بوعلى مطرح شده است ؛ تا زمان بوعلى اين بحث مطرح نبوده است . در زمان شيخ اشراق هم مسألهاى به نام مسألهء جعل مطرح نبوده است ولى در لابلاى كلمات شيخ اشراق و بعضى افراد ديگر حرفهايى آمده است كه سبب شده است بحث جديد و تازهاى به نام بحث جعل مطرح شود . اين بحث را به يك اعتبار مىتوانيم از مباحث « وجود و عدم » بدانيم - كمااينكه در اين كتاب « 1 » چنين كارى شده است و اغلب هم همين كار را مىكنند - و به يك اعتبار ديگر مىتوانيم از مباحث « علت و معلول » بدانيم .
هامش
( 1 ) . [ كتاب شرح منظومه حكيم سبزوارى . ]