از جنبهء يل الخلقى ؛ يعنى گاهى مطلب از آن جنبهاى كه به خدا ارتباط دارد بحث مىشود و گاهى از جنبهاى كه با علل نزديكش به خدا ارتباط دارد .
در آنجا كه از جنبهء علت دور آن يعنى خدا بحث شده اغلب اذهان ظرفيت قبولش را ندارند . مثل حديثى كه شيخ در اينجا نقل مىكند و مىگويد : قيل ( يعنى گفتهشده ) : « خَلَقْتُ هؤُلاءِ لِلنّارِ وَ لا ابالى وَ خَلَقْتُ هؤُلاءِ لِلْجَنَّةِ وَ لا ابالى » و يا همان آيهء « لايُسْئَلُ عَمّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلونَ » كه گفتيم راجع به آن خيلى بحث هست كه مقصود از آن چيست . حالا اين كه مىفرمايد : « خَلَقْتُ هؤُلاءِ . . . » جنبهء يلالربى قضيه را مىگويد ؛ يعنى آن كه به بهشت مىرود من او را خلق كردم و براى بهشت هم خلق كردم . به عبارت ديگر : اين نظام كلى نظامى است كه در اين نظام اين بايد خلق شود و به بهشت مىرود ، آن هم بايد خلق شود و به جهنم مىرود . معنايش اين است : ايمان اين را من خلق كردم ، كفر اين را هم من خلق كردم ، البته با توجه به همين معنا كه عرض كرديم ، با توجه به نظام طولى علت و معلول و با توجه به اصل تجزيه ناپذير بودن اجزاء عالم ؛ كه اين عبارةٌ أخرى از آن شعر است كه : « در كارگاه هستى از كفر ناگزير است » .
« و لا ابالى » به اين معناست كه به هيچ كس هم اعتنا ندارم ، هر كه هر چه مىخواهد بگويد ؛ يعنى حقيقت ماوراى اين فكرهاى كوچك است كه در اين جور مسائل فكر مىكنند .
يك حديثى هست كه هم اهل سنت و هم شيعه نقل كردهاند . شيعه يك جور نقل كرده و اهل سنت جور ديگر . حالا همهء داستان يادم نيست . ظاهراً يك وقتى حضرت رسول صلّىالله عليه و إله در بقيع نشسته بودند و مخصرة ( يعنى عصاى كوچكى ) در دستشان بود . مثل اينكه كسى مرده بود و مشغول تدفين او بودند .
همانطور كه نشسته بودند و اصحاب هم دور آن حضرت نشسته بودند ، حضرت با آن عصا روى زمين خط مىكشيدند ، بعد جملههايى در زمينهء قضا و قدر الهى فرمودند كه قضا و قدر چگونه است و چگونه جريان دارد . در آخر اين تعبير را فرمود : « وَ كُلٌّ مُيَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ » هر كسى موفق است به همان چيزى كه براى آن چيز آفريده شده . اين از آن جملههايى است كه خيلى زبانزد است و نقل مىشود . مثل شيخ و ملاصدرا و ديگران آن را به كار بردهاند . ميرداماد خيلى همين جمله را به كار مىبرد . شيخ هم در اينجا همين جمله را كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 555
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٥٥