عدم بعضى از كمالات ، شامل اكثر افراد يك نوع مىشود
در اين قسمتى كه اين جلسه مىخوانيم ، مطلب مهمى وجود ندارد كه نگفته باشيم ، از خارج متن توضيح دادهايم . ولى عبارتها فوقالعاده مشوّش است . مشوّش بودن آن به اين نحو است كه اغلب از نظر دستورى ناقص است ؛ و اينها بيشتر حكايت مىكند از همان وضع املائى كه عبارتهايى [ توسط شيخ ] املاء مىشده و افرادى مىنوشتهاند . اين است كه آن نظم حسابى كه بايد داشته باشد ندارد . ولى از نظر مطلب اشكالى در آن نيست . حالا از دو سطر پيش شروع مىكنيم كه مطلب روشنتر باشد .
شرح و توضيح متن
و أما قبل ذلك فليس مما ينبعث الشىء اليه فى بقاء طبيعة النوع انبعاثه إلى الكمالات الثانية التى تتلوا الكمالات الاوَل ، فإذا لم يكن ، كان عدماً فى أمر ما يُقتضى فىالطباع « 1 » .
هامش
( 1 ) . يا « فى أمر يُقتضى فىالطباع » .