استاد : نه ، شهود نمىشود . شهود در علم حضورى بيشتر [ رخ مىدهد ] در حالى كه اين علم روى علم است . الآن عرض كردم كه هر علم حصولى خودش علم حضورى است ، به مقايسه ، علم حصولى مىشود . در علم حصولى هم اگر خوب دقت كنيد ، آن تصويرى از شما كه پيش شما حاضر است ، آن چيزى كه شما آن را شهود مىكنيد ، خودتان نيستيد ، بلكه صورتى از خودتان را شهود مىكنيد ، كه آن صورت پيش شما به علم حضورى حاضر است . در تمام شهودها انسان خيال مىكند كه مشهودش يك وجود عينى است ، در حالىكه مشهود واقعىاش آن وجود [ ذهنى ] است كه به آن علم حضورى دارد ، ولى از آن جهت كه آن علم حضورى به نحوى با شئ خارجى تطابق دارد ما شئ خارجى را « مشهود » تلقى مىكنيم ؛ يعنى شما كه الآن نشستهايد و مرا مىبينيد ، در واقع مرا نمىبينيد . در همان حالى كه به من خيره شدهايد و مرا شهود مىكنيد ، در واقع مرا شهود نمىكنيد ، بلكه تصويرى از من الآن در چشم شما وجود دارد كه شما آن را شهود مىكنيد . ولى چون آن تصوير صددرصد با من مطابق است ، چون آن تصوير خلاف وجود من نيست و چنين نيست كه مثلًا من كوچك باشم و آن بزرگ نشان دهد ، يا من بزرگ باشم و آن كوچك نشان دهد ، من سياه باشم و آن سفيد نشان دهد ، بلكه صددرصد مطابق است يا فرض مىكنيم كه مطابق است ، با اينكه شما در واقع آن تصوير را داريد شهود مىكنيد ، ولى از روزنهء آن ( كه « روزنه » هم تعبير ناقصى است ) ، به تبع آن اين وجود عينى را شهود مىكنيد .
آيا علم حصولى به اشياء ممكن است ؟
و لهذا اگر كسى مانند سوفسطائيها و ايدهآليستها آمد و در تطابق آن صورتى كه نزد شماست با آن وجود عينى كه در خارج است خدشه كرد ، اينجاست كه اصلًا پايهء علم حصولى از بن مىريزد . [ آنها ] آمدند و گفتند كه هرچه ما شهود مىكنيم خيال مىكنيم كه وجود عينى را شهود كردهايم . اصلًا ما به هيچ معنا وجود عينى را شهود نمىكنيم . شما كه الآن داريد اين حجم خاص را شهود مىكنيد ، اين رنگ را شهود مىكنيد ، [ يك خيال است . ] علم مىگويد همهء اينها ساختهء ذهن است . در اينجا فقط يك مشت اتم وجود دارد كه اگر همهء آنها را جمع كنند به اندازهء يك سر سوزن هم نخواهد شد و بقيهاش ديگر همه خلأ است . اينكه شما همه را ملأ شهود مىكنيد