تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

موجود تمام

موجود تام آن موجودى است كه هر كمال ممكنى كه براى او هست و هر حد و اندازهء كمالى كه براى او ممكن است ، حاصل است ، يعنى ديگر متكامل نيست ، اين جور نيست كه اول در مرحلهء قوه‌باشد و بعد تدريجاً به فعليت برسد و كمالات خودش را تدريجاً كسب كند ، بلكه نحوهء وجودش به نحوى است كه از همان اوّلى كه وجود دارد ، كه چه بسا آن اوليتْ زمانى هم نباشد ، تمام كمالات ممكن را دارد ، حالت منتظره‌اى هيچ‌وقت براى او نبوده و نيست . به عقيدهء اينها همهء مجردات ، يعنى عقول مجرده كه مجردهاى تام و بالذات هستند ، موجود تام مىباشند ، يعنى براى آنها ديگر تكامل وجود ندارد ، چون تكامل در جايى است كه يك فقدانى باشد و امكان رسيدن به وجدان وجود داشته باشد . در جايى كه فقدان نباشد يا اگر فقدان هست فقدان چيزى كه امكان وصول او هست نباشد ، تكامل معنى ندارد .

موجود فوق تمام

موجود فوق تمام عبارت است از موجودى كه تمام آنچه براى او به امكان عام ممكن است و هرچه كه براى او ممتنع نيست برايش حاصل است و بعلاوه وجودهاى ديگر از وجود او فائضند . موجود ناقص موجودى بود كه فاقد كمال است و در رسيدن به كمال نياز به علل بيرونى دارد . موجود تام آن است كه در كمال خود نيازمند به علتى از درون يا بيرون نيست ، به اين معنا كه تمام كمال خود را از ابتدا دارد . نيازمندىاش به اين معناست كه نياز در اصل وجودش و نياز در كمال وجودش هر دو يكى است . فوق تمام آن است كه نه‌تنها در وجود و در كمالات وجود به علتى بيرونى يا درونى نيازمند نيست و از همه بىنياز است ، بلكه علاوه بر آن ، كمالات ديگر و همهء وجودهاى ديگر از وجود او فائضند ؛ و اين مختص به واجب‌الوجود است . اين است كه مىگوييم : واجب‌الوجود تامٌّ بل فوق التمام .

واجب‌الوجود خير محض است

بحث ديگر اين است كه « واجب‌الوجود خيرٌ محضٌ » واجب‌الوجود خير محض است .