و به عوارض و مشخصات متمايز هستند . از اين فرضها بيرون نيست .
چرا فرض دو واجب متغاير به تمام ذات در كلام شيخ نيامده است ؟
فرض اول در كلام شيخ به طور صريح نيامده است . فرض اول اين است كه بگوييم دو واجبالوجود به تمام ذات از يكديگر متمايزند . بنابراين وجه مشترك ندارند . نسبتشان به يكديگر مثل نسبت جوهر و عرض است كه اصلًا وجه مشتركى ندارند .
وقتى مىتوانيم بگوييم فرق دو چيز با يكديگر چيست كه قبل از آن يك وجه مشتركى داشته باشند . گاهى دو چيز اساساً وجه مشتركى ندارند ؛ مثل اينكه بچه طلبهاى از مرحوم آقاى سيد احمد زنجانى پرسيده بود : آقا ، فرق بين نكره و مكروه چيست ؟ مرحوم زنجانى گفته بود وجه مشترك ندارند تا بعد فرقش را بگوييم . به همين ترتيب ممكن است كسى بگويد كه دو واجبالوجود به تمام ذات متمايزند و هيچ وجه مشتركى ميان آنها نيست .
شبههء ابنكمونه
همين مسأله است كه منشأ شبههء ابنكمونه شده است . ابنكمونه يك متكلم است .
بعضى مىگويند يهودى بوده است . شبههاى در اينجا وارد كرده كه خيلى افراد در جواب شبههء او درمانده بودند . شبههء او را مرحوم حاجى سبزوارى چنين نقل مىكند :
هويّتان بتمامالذات قدخالفتا لابنالكمونة استند « 1 » ابنكمونه گفته : چه مانعى دارد كه واجبالوجودها به تمام ذات مغاير يكديگر باشند و هيچ وجه مشترك نداشته باشند ؟ مىگويد اين برهانى كه شما اقامه كردهايد ، از همان اول ، فرض وجه مشترك كردهايد ، منتها گفتهايد كه آن وجه مشترك يا ذات است و يا عوارض . اين دو فرض را جواب دادهايد . ولى چه مانعى دارد كه ما بگوييم واجبالوجودهاى متعدد اساساً وجه مشترك ندارند ؛ اين فرض را چه مىگوييد ؟
هامش
( 1 ) . [ شرح منظومه ، الفريدة السابعة ، المقصد الثالث ، غرر فى شبهة ابنكمونه و دفعها . ]