فصل پنجم ادامه بحث در توحيد واجب الوجود
برهان در توحيد واجب ، از راه تشخص
« 1 »
در اثبات وحدت واجبالوجود براهينى آوردهاند . خود شيخ هم در اشارات در اين مورد بحث كرده است . يكى از ادلّهاى كه شيخ در اشارات آورده و در شفا هم بدان پرداخته است ، از راه تشخص است : اگر واجبالوجود متعدد باشد ، ذاتى است كه داراى افراد متعدد است . در اين صورت واجبالوجود مانند ساير افراد مىشود كه اگر به فرض ، اين نوع يك فرد هم داشته باشد ، ممكن است افراد ديگرى هم داشته باشد و محال نيست كه افراد ديگرى داشته باشد . مثل انسان مىشود كه ممكن است با اين شخص باشد ، يا با آن شخص و يا با شخص ديگر ، و عين همهء اين اشخاص است . اگر در باب انسان كسى بپرسد كه چرا « اين » انسان شد و « آن » انسان شد ؟ در انسانيت كه « هذا بودن » نيست ، انسانيت كه عين « اين » بودن نيست ، پس چرا انسان « اين » شد ؟ اگر انسانيت عين « هذيّت » مىبود در هر جاى ديگر هم بايد همين طور مىبود و لذا ديگر دو يا چند انسان وجود نداشت و همه يكى مىشدند .
هامش
( 1 ) . [ اين بخش و بخش بعدى به دليل در دست نبودن نوار آن از روى دستنوشته شاگردان تنظيم شده است ، از همينرو خلاصه و مختصر است . ]