تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
است .

تعريف صحيح جوهر

شيخ توضيح داده است كه تعريف دقيق جوهر اين نيست . تعريف دقيق جوهر اين است كه « هو ماهية بحيث إن وُجد فىالخارج وُجد لا فىالموضوع » . ميان اين دو تعريف فرق است . ممكن است كسى بگويد كه اين يك امر قراردادى و دلبخواهى است . شما دلتان خواسته جوهر را آن‌جور تعريف كنيد ، كسى ديگر خواسته [ جور ديگر تعريف كند . ] يكى مىگويد تعريف جوهر همان الموجود لا فى موضوع است ، و ديگرى مىگويد ماهيتى است كه إذا وجد فىالخارج وجد لا فى موضوع . چه دليلى داريد كه تعريف جوهر همان تعريف شماست و نه آن ؟ شيخ جواب مىدهد كه تعريف ما روى يك اساس و مبنايى است ، ديگران هم روى همان اساس و مبنا گفته‌اند . در « الموجود لا فى موضوع » نه « الموجود » مىتواند جنس باشد و نه « لا فى موضوع » مىتواند فصل باشد ، و نه برعكس ، هيچكدام از اينها نيست . اما موجود ، اگر ما بخواهيم خود موجود را در نظر بگيريم ، عبارت از تحقق است ، كه اين امر چه بر مبناى اصالت وجود و چه بر مبناى اصالت ماهيت فرق نمىكند و يكسان است . موجود يعنى شئ متحقق در خارج ، حالا يا ماهيت در خارج متحقق است يا وجودى است كه خود وجود عين تحقق خارجى است . به هر حال موجود يعنى شئ متحقق در خارج از آن جهت كه متحقق در خارج است . تحقق خارجى نمىتواند جنس باشد ، چون جنس يعنى آن معنى مشترك مبهم كه به خودى خود چيزى نيست مگر به تبع فصل . فصل است كه به او تعين و به يك اعتبار تحقق مىدهد .

جنس معنى مبهم است و تعين آن به فصل است

مثلًا ببينيد : در ميان كيفياتى كه اسم آنها را « الوان » مىگذاريد ، رنگهايى از قبيل قرمزى ، سفيدى ، سياهى ، بنفش و مانند اينها هست . مىگوييم چهار نوع رنگ اصلى داريم كه بقيهء رنگها تركيبى از آنها مىباشند . در عين حال همهء آنها را « لون » و « رنگ » مىناميم . يكى رنگ سفيد است ، يكى رنگ زرد است ، ديگرى قرمز است و ديگرى آبى . حالا كسى بيايد و بگويد يك چيزى داشته باشيم كه فقط رنگ باشد ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 197 | مرتضى مطهرى