ادامهء بيان شيخ در « الحق ماهيته انيته »
گفتيم كه شيخ در اينجا عبارت مبهمى دارد كه محشّين روى آن اختلاف كردهاند .
اكنون آنچه كه راجع به اين عبارت شيخ به نظر مىرسد عرض مىكنم .
شيخ در بارهء اينكه ذات واجبالوجود و وجودش دو چيز نيست و يك چيز است برهانى اقامه كرده است ، كه اين برهان را به اين شكل در جاى ديگرى نديدهايم كه كسى ذكر كرده باشد . عبارت آن هم مبهم است ، ولى آنچه كه بعد از مطالعهء زياد به نظر رسيده عرض مىكنم . برهان شيخ اين است كه مىگويد : اگر ما بخواهيم براى واجبالوجود دو معنا و دو [ حيثيت ] فرض كنيم ، ذاتى و وجوب وجودى ، سؤال مىكنيم كه آيا اين وجوب وجود كه براى اين ذات متحقق شده است خودش حقيقتى دارد ؟ يا وجوب وجود حقيقت نيست و خود او يك امر واقعى حقيقى نيست ؟ يعنى اينجا دو فرض ممكن است : يك فرض اين است كه بگوييم آنچه حقيقت دارد همان است كه ما آن را « ذات » مىناميم . در مورد واجبالوجود همچنين است و اين معنى كه از آن به « وجوب وجود » تعبير مىكنيم يك معنى انتزاعى ذهنى است ، حقيقت همان است كه از آن به « ذات » تعبير مىكنيم ، ذات واجبالوجود ، ذاتى كه وجود براى او ضرورى است .