تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
همان نفس وجوب وجود ، خودش واجب‌الوجود است ؛ يعنى همانطور كه در آنجا به عدد وحدت « واحد » مىگوييم ، به واجب‌الوجود هم از آن جهت كه واجب‌الوجود است « واجب‌الوجود » مىگوييم . در اين صورت ديگر ذاتى كه متصف به وجوب وجود باشد نيست ، خود ذات عين وجوب وجود است . پس تا اينجا ما دو تصور را روشن كرديم ، و بيان كرديم كه مقصود حكما از اينكه مىگويند ماهيت واجب‌الوجود عين انيّت اوست ، يا واجب‌الوجود لاماهية له ، چه مىباشد ، تا بتوانيم بعداً به سراغ برهان مطلب برويم .

« وجود مطلق » در اصطلاح امروز

در اينجا يك مطلب ديگر را كه در زبان امروزيها بيان مىشود در نظر بگيريد . در زبان امروزيها گاهى گفته مىشود كه واجب‌الوجود يعنى ذات مطلق ، كما اينكه در تعبير قدما هم احياناً ذات مطلق آمده است . قدما به ذاتى مغاير وجود در واجب‌الوجود قائل نيستند ، به همين جهت هم اگر بگويند ذات مطلق [ اشكالى پيش نمىآيد ] چون ذاتش عين وجود است و منظور همان وجود مطلق است .
ما عدمهاييم هستىها نما * تو وجود مطلق و هستى ما
پس اگر قدما ذات مطلق يا وجود مطلق بگويند منظورشان يك معناست ؛ و اگر مىخواهند ذات مطلق را انكار كنند مقصودشان اين است كه ذاتى كه ماهيت ندارد وجود ندارد ، حال چه منكر واجب‌الوجود باشند و چه واجب‌الوجود را قبول داشته باشند . اينها مىگويند هرچه وجود دارد ماهيت دارد ، هر موجودى را شما بايد ذات متصف به‌وجود در نظر بگيريد ، واجب‌الوجود را هم بايد ذات متصف به وجوب وجود در نظر بگيريد . پس نقطهء مقابل كسانى كه در قديم معتقد به مطلق بودن واجب‌الوجود بودند ، كسانى هستند كه براى واجب‌الوجود ماهيت قائلند . لازمهء ماهيت هم - چنان كه گفتيم - محدود بودن است . پس « مطلق » در اصطلاح قدما به معنى نامحدود بودن است . مىخواهيم روشن كنيم كه آيا مطلق در اصطلاح قدما با مطلق در اصطلاح امروزيها يكى است يا فرق دارد ، و اگر فرق مىكند اختلافشان در چيست ؟ امروز وقتى اصطلاح « مطلق » را به كار مىبرند مقصودشان در مقابل « نسبى » است نه در مقابل ذى ماهيت ؛ چطور ؟ به اين معنا كه وقتى مىگوييم يك شئ مطلق