تكرار شده ، اينها دو امر متغايرند كه شما اسمش را « وحدت » گذاشتهايد . پس اينجا دو وحدت است ، نه اينكه وحدت اول تكرار شده است .
ببينيد ! صحبت ما در عدد ترتيبى نيست ، در مطلق عدد است . درست است كه اگر ما عدد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 را در نظر بگيريم ، عدد 2 به يك معنا دوم هم هست و عدد 3 سوم هم هست ، عدد 4 و 5 نيز به همين ترتيب ؛ يعنى وقتى 1 را اول بگيريم ، 2 مىشود دوم و 3 مىشود سوم ؛ امّا خود عدد اثنان از آن جهت كه اثنان است با اثنان از آن جهت كه ثانى است فرق دارد ، چون ثانى بودن مثل آمدن دوم است . ما آمدن اول و دوم و سوم داريم و هر يك از اين آمدنها خودش يك واحدى است . ولى صحبت ما در اينجا در اصل عدد است نه عدد ترتيبى . درست است كه در اعداد هم هر واحد عددى به ترتيب بعد از عدد ديگرى قرار گرفته ، امّا ماهيّتش غير از اين است . اثنان از آن جهت كه « اثنان » ناميده مىشود غير از اثنان است از آن جهت كه « ثانى » ناميده مىشود . اثنان در ذات خودش واحد است كه مكرّر شده است ؛ و نيز از آن جهت كه خودش يك حقيقت است و مىتوانيم آن را به عنوان يك واحد اعتبار كنيم ، از آن حيث كه بعد از واحد قرار گرفته است به آن « ثانى » مىگوييم ؛ ولى خود طبيعتش مركّب از دو وحدت است ، نه اينكه وحدت عين [ وحدتى ] است كه در اثنين وجود پيدا كرده است .
و هذه المرّة إمّا أن تكون زمانيّة أو ذاتيّة ، فإن كانت زمانيّة و لم تعدم فى الوسط فهى كما كانت لا أنّها كرّرت ، و إن عدمت ثمّ أوجدت فالموجدة شخصيّة اخرى ، و إن كانت ذاتيّة فذلك أبين .
[ اين « مرتبه » يا زمانى است يا ذاتى . ] اگر زمانى باشد و عدم در وسط متخلّل نشده باشد ، يك شئ است كه امتداد پيدا كرده . اما اگر در بين آن عدم متخلّل شده ، مثل اينكه در دقيقهء اوّل يك حركت پيدا شده و بعد ساكن شده و بعد دوباره حركتى پيدا شده است ، در اين صورت اين وحدت دوم شخص ديگرى است ، نه اينكه همان وحدت اوّل باشد . اما اگر بگوييد كه اين تقدّم و تأخّر ذاتى است نه زمانى ، يعنى اينكه گفتيد « هناك مرّة بعد مرّة » منظور بعديت ذاتى است ، مثلًا اثنان كه از وحدت و وحدت تشكيل شده و يكى بعد از ديگرى قرار گرفته ، ذاتا بعد قرار گرفته نه زمانا ، در اين صورت واضح البطلان است .
در مورد كلمهء « أبين » نسخهها خيلى مختلف است . در بعضى كتابها آمده « فذلك آنين » كه معلوم است غلط است . در بعضى ديگر « فذلك اثنين » است كه اين نيز غلط
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 582
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٨٢