شكلى و هر عددى رابطهاى هست .
و نيز اينها معتقد بودند كه افلاك حركات موزونى بر ميزان اصوات دارند بر اساس آن رابطههاى عددى كه در موسيقى قائل هستند ؛ و معتقد بودند كه آوازهاى خيلى خوبى از آنها شنيده مىشود .
بعضى ديگر بر اين عقيده رفتهاند كه مبادى اصلًا حروف است .
ولست أدرى ! على أىّ لسان و لغة قدّروها ؟ فإن الألسن تختلف باختلاف الأمصار و المدن ، أو على أىّ وجه من التركيب ؟ فإن التركيبات أيضا مختلفة ؛ فالبسائط من الحروف مختلف فيها و المركبات كذلك .
شهرستانى مىگويد : نفهميدم منظور از اينكه « حروف مبادى است » يعنى چه ؟
عدد واقعيتى است كه اعتبارى و قراردادى نيست . ولى حروف امورى قراردادى هستند . هر زبانى يك نوع حروف خاصى دارد . كدام حروف مقصود اينها بوده است ؟
در بعضى جاهاى ديگر ديدهايم كه در احوال فيثاغورس و اتباع او مىنويسند كه مقصود اينها از حروف همان اعداد بوده است . مىگويند : يونانيها اعداد را به اين شكل كه ما الآن [ داريم ] - يعنى شكل 1 تا شكل 9 و شكل صفر ، و همهء اعداد ديگر را با همين تعداد اشكال درست مىكنيم - آنها چنين اشكالى نداشتند . آنها با بيست و هفت حرف مىنوشتند . براى 1 تا 9 ، يعنى نه عدد اوّل ، نه شكل و براى 11 تا 19 نيز نه شكل و براى 21 تا 29 نيز نه شكل ديگر داشتند ، و عدد 10 و عدد 20 از عدد 1 گرفته مىشد با يك اختلافى كه ايجاد مىكردند ؛ و اين عددهايشان همان حروفى بوده كه با آن مىنوشتند ، چيزى شبيه به حروف ابجد ما . اين عدد هندى كه الآن در دست ما هست هر عدد شكل خاصى دارد كه با شكل حروف متفاوت است ، ولى آنها چيزى مثل حروف ابجد داشتند . در حروف ابجد « الف » را 1 قرار مىدهيم و « ب » را 2 و « ج » را 3 و « دال » را 4 . حروف يونانى نيز همين جور بوده كه رقم را هم وقتى مىخواستند بنويسند همان حروف را مىنوشتند ؛ و خيال مىكنم كه در اين نقل شهرستانى كه مىگويد « گروهى از آنها حروف مجرد از ماده را مبادى مىدانستند » اشتباهى هست ، كه اشتباه يا از خود شهرستانى است يا از منابعى كه او از آنها گرفته است . آنها واقعا براى حروف از آن جهت كه حروفند مبدئيت قائل نبودند ، آن حروف از آن جهت كه نمايندهء عدد بودند مبادى واقع مىشدند . بر همين اساس ، تركيب اينها نيز مختلف
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 536
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٣٦