مثل افلاطونى
فيثاغورس و نظريات او
دربارهء فيثاغورس از دو جهت اظهار نظر شده است : يكى از اين جهت كه آنچه از ظواهر مطالب او معلوم است سخنانش امرى منطقى و قابل قبول نيست . ولى از طرف ديگر در بين محققين راجع به فوقالعادگى اين مرد اتفاق نظرى هست ، كه هم قدما او را شخص فوق العادهاى مىدانند ، از قبيل شهرستانى ، و هم امروزيها از او خيلى به بزرگى ياد كردهاند . قبلًا عقايد او را در ملل و نحل و كتابهاى ديگر خوانده بودم ، باز مراجعه كردم ديدم ملل و نحل از همه مفصلتر ذكر كرده است . تاريخ فلسفه راسل هم خيلى از او تجليل مىكند و او را از بزرگترين شخصيتهاى جهان به شمار مىآورد ، در عين حال خيلى مختصر دربارهء او نوشته و چيز زيادى ندارد . شهرستانى نسبتاً مفصلتر نقل كرده است . موارد ديگرى نيز هست كه خيلى مفصل در اين كتاب آمده است . فكر كردم براى اينكه مقدارى مطلب روشن شود خوب است قسمتى را كه شهرستانى دربارهء فيثاغورس در اينجا آورده است بخوانيم .
قبلًا مطلبى را بايد تذكر دهم و آن اين است كه امروزيها مىگويند خيلى از عقايدى كه به فيثاغورس نسبت مىدهند مخلوطى است از افكار خود او و افكارى كه