تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
طبيعت اصلًا آن را حذف كند ، كما اينكه در بسيارى از موارد اينطور رخ مىدهد يعنى وقتى چيزهاى زائد پيدا مىشود اگر مورد نياز طبيعت نباشد حذف مىشود . اين نظريهء استعمال و عدم استعمال كه لامارك آن را مطرح كرده نظريهء خيلى خوبى بود . البته او مىخواست با اين نظريه ، تكامل را توجيه كند و آن را براى توجيه تكامل كافى مىدانست ، در حالى كه اين نظريه براى توجيه تكامل كافى نبود ، ولى اين مقدار درست است كه يك عضو كه مفيد بوده است اگر چند نسل بگذرد و مورد نياز حيوان نباشد تدريجا حذف مىشود . اين هيچ علت و توجيه ديگرى ندارد جز اينكه بگوييم طبيعت خودش متوجه به غايت است يعنى اين اعضا را مىخواهد براى هدفى . البته طرز كار طبيعت مثل طرز كار يك صنعتگر انسانى نيست كه بگوييم همين الآن كه احساس شد كه اين مورد نياز نيست بلافاصله چاقو را بردارد و آن را قطع كند ؛ طبيعت خودش يك نظامى دارد ، شايد در طول هزار سال آن را حذف مىكند . مثلًا فرض كنيد يك موجودى به قول آنها دم داشته و به دم احتياج داشته ، اين دم مورد نياز طبيعت بوده ، بعدها در اثر تغييرى كه در خلقت يا محيط آن موجود پيدا مىشود نسبت به اين دم بىنياز مىشود ، اين دم آنا نمىافتد ، اين دم هست ولى به صورت يك عضو غير مستعمل ؛ در نسل بعد همين دم باز به وجود مىآيد شايد ضعيف‌تر از اوّلى ولى باز هم به وجود مىآيد ، ممكن است چند نسل بگذرد و بر اثر كار نكردن طبيعت توجه خودش را از حفظ اين عضو سلب كند . حذف طبيعت به اين شكل است . تدريجا توجه خودش را از اين عضو از جهت اينكه به او غذا برساند و او را تيمار كند و نگهدارى كند برمىدارد . در اثر سلب توجه طبيعت به تدريج اين عضو از بين مىرود ، همانطور كه اگر دست انسان دچار مرضى و آفتى بشود كه خون كمتر به او برسد ، غذا كمتر به او برسد ، كم‌كم ضعيف مىشود ؛ زنده است ولى تدريجا كوچك و كوچك مىشود . اين به علت بيمارى است . گاهى هم به علت اينكه مورد نياز نيست طبيعت به او مدد نمىرساند مانند موش كور كه چون در زير زمين زندگى مىكند چشمش باز نيست و به اين چشم احتياج ندارد و كار نمىكند . براى طبيعت نشانهء اينكه عضوى مورد نياز است اين است كه كار كند ، وقتى كار نمىكند علامت اين است كه مورد نياز نيست ؛ وقتى مورد نياز نيست طبيعت ديگر به او توجه نمىكند و وقتى توجه نكرد و غذا به او نرساند عضو كم‌كم ضعيف مىشود و از بين مىرود . اين ، خاصيت هدفدارى حيات است كه هر عضوى را كه كار بكند فورا با
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 451 | مرتضى مطهرى