تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
خدمتگزار طبيعت است » يعنى كار طبيب كمك دادن به طبيعت است . مىخواهند بگويند طبيعت خود اساساً در پى صحّت است ، خود طبيعت هميشه در حال مبارزه با بيمارى است ، طبيب به كمك طبيعت مىآيد . لهذا گاهى طبيب بجاى اينكه با بيمارى مبارزه كند ، طبيعت را تقويت مىكند و آنگاه خود طبيعت بيمارى را زايل مىكند و از بين مىبرد . ولى در مصنوعات اينطور نيست . در يك ماشين ، متخصّص به كمك يك ماشين نمىآيد ؛ يعنى ماشين نسبت به آن حالتى كه ما آن را صحّت و درستى ماشين مىدانيم بىتفاوت است ، براى اينكه ماشين طبيعتى ندارد كه در جستجوى حالت اعتدال و مناسبى كه هدف صنعتكار است باشد ؛ آن ، هدف صنعتگر و سازنده است نه هدف خود ماشين . سقراط در باب تعليم و تربيت ، چون معتقد به فطريات بود ، اسم روش خود را « روش مامايى » گذاشته بود . ظاهرا مادر وى ماما بوده است . وى مىگفت : من همان كارى را با عقول مردم مىكنم كه مادرم با زنهاى حامله مىكرد . ماما بچه را نمىزاياند ، طبيعت زن است كه مىخواهد بزايد . ماما فقط كمك مىكند كه اين بچه از مجراى طبيعى خودش منحرف نشود و سالم زاييده شود . سقراط مىگفت من هم كارم فقط مامايى است تا عقلها سالم بماند و انديشه‌هاى سالم توليد كند . مقصود اين است كه عقل انسان اگر انحراف پيدا نكند بالفطره خودش درست فكر مىكند و به نتيجهء درست مىرسد و كار يك معلم اين است كه جلوى اشتباه‌روى فكر را بگيرد تا در همان راه راست خودش حركت كند . در صحّت و بيمارى بدن نيز چنين است . اگر طبيب ، بيمار را به وسيلهء غذا يا دارو تقويت كند خود طبيعت ، بيمارى را زايل مىكند . كار گلبولهاى سفيد بالطبيعه مبارزه كردن با آفتهاست . واكسن هم كه به انسان تزريق مىشود براى تقويت طبيعت است . واكسن در واقع ميكروب ضعيف شده و به مقدار كم همان بيمارى است كه براى ايجاد آمادگى در بدن به يك انسان سالم تزريق مىشود ، بعد گلبولهاى سفيد شروع مىكنند به مبارزه كردن با آن . دفعهء دوم به مقدار بيشتر مىزنند و باز گلبولهاى تقويت شده با آنها مبارزه مىكنند ؛ و دفعهء سوم باز بيشتر مىزنند و اين بار بدن به قدرى قوى مىشود كه هر چه از اين ميكروب وارد بدن بشود خود بدن دفاع مىكند . همين تقويت شدن يك موجود زنده در اثر مبارزه ، يكى از دلايل غايت داشتن طبيعت است .