منقبض شد ؟ يا اگر يك زن حامله شود و وضع حمل كند كسى نمىگويد چرا اينطور شد ، چرا وضع حمل كرد ، يعنى يك علت خارجى را جستجو نمىكند ، ولى اگر سقط جنين كند جاى اين سؤال هست كه چرا سقط جنين كرد ؟ اين معنايش اين است كه خود طبيعت به خودى خود اقتضاى سقط ندارد ، اقتضاى خود طبيعت اين است كه اين بچه را به حد رشد برساند و وضع حمل كند ؛ پس سقط ، معلول يك علت خارجى است و لهذا جاى اين سؤال هست .
بعد شيخ مىگويد اين مسئلهء غايت داشتن از مختصّات نباتات و حيوانات نيست ، در غير نباتات و حيوانات نيز همين طور است ؛ يعنى طبايع بى جان هم داراى غايت هستند و متوجه غاياتاند و بعد مثال مىزند . همچنين است الهاماتى كه در حيوانات است . به تعبير شيخ : حيوانات سازنده يا بافنده يا ذخيره كننده .
اين مسئلهء غرائز حيوانات ، در كلمات شيخ مكرر آمده و در دو سه جاى ديگر هم در شفا هست و از مسائل معمّا گونه براى بشر مىباشد . مقصود اين است كه در حيوانات - البته با اختلاف و شدّت و ضعف ، در انسان از همه كمتر و در حيوانات هر چه در مراتب پايينتر هستند اين حالت غريزى بيشتر است و در حشرات بيشتر است - حالتى ديده مىشود كه كارهايى كه بر وفق مصالح حيات فرد يا حيات نوع است به نوعى از آگاهى كه حقيقتش مجهول است انجام مىدهند بدون اينكه بشود آن آگاهى را به نحوى تعليل كرد .
اين حالت در همهء حيوانات وجود دارد . مثلًا اگر خروسى را در جايى بزرگ كنند و هيچ مرغ و خروس بزرگتر از خودش را نديده باشد و صداى آنها را نشنيده باشد ، وقتى كه بزرگ مىشود عينا همان كارهايى را انجام مىدهد كه مرغها و خروسهاى قبلى انجام مىدادند . فرض كنيد در موقع معيّنى همانطور كه خروسهاى ديگر اذان مىگويند اين خروس هم اذان مىگويد . يا مثلًا عمل جنسى را اينها هيچگاه به چشم نديدهاند و كسى به آنها تعليم نكرده است ولى وقتى بزرگ مىشوند و به اين حد از رشد مىرسند عينا خروس وظائف خروسى خود را انجام مىدهد و مرغ وظيفهء مرغى خود را به طورى كه گويى اينها قبلًا تعليم ديده و آگاه هستند . يا مثلًا اگر مرغ حالت كرچى پيدا كند همان وظايفى را كه بايد انجام دهد - مثلًا بايد روى تخمها بخوابد و آنها را گرم نگهدارد يا از اين طرف به آن طرف كند - به خوبى انجام مىدهد . اينها چيزهايى است كه اگر به يك انسان تعليم ندهند نمىداند و نمىتواند انجام دهد ولى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 432
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٣٢