مىكند هيچ فرقى ندارد ؟ هر دو از يك چيز استفاده مىكنند معذلك اين به اين شكل درمىآيد و آن به آن شكل ؟ اين كه خلاف حرف شماست . شما گفتيد كه ماده به شكلى است كه جز يك صورت را نمىپذيرد . به فرض اينكه ماده صورتهاى مختلفى را بپذيرد ناچار بايد بگوييد ماده خودش مختلف است . حالا كه مىگوييد ماده مختلف است ، چگونه است كه اين دانهء گندم در هر جا كه قرار گيرد همان اجزائى را كه براى او مفيد است جذب مىكند ، و جو نيز همان اجزائى را كه براى او مفيد است جذب مىكند ؟
پس ماده نيست كه صورت را جبرا به دنبال خود مىآورد ، بلكه اين صورت است كه ماده را براى خود انتخاب مىكند ؛ و ما امثال اين امر را وقتى كه در طبيعت نگاه مىكنيم مىبينيم و اين نشان مىدهد كه صورتها و طبيعتها به سوى يك مقصدهايى روانند و صورت است كه در ماده تصرف مىكند و آن را تغيير مىدهد ، ماده را تجزيه مىكند ، ماده را تركيب مىكند ، آنچه را كه لازم دارد مىگيرد و آنچه را لازم ندارد پس مىدهد .
طبيعت به صورت يك نيرو وجود دارد . البته اين در جمادات آنقدرها روشن نيست كه در نباتات ، و در آنجا كه حيات وجود دارد به خوبى نمودار است ؛ و اين نشان مىدهد كه حيات يك نيرويى است مسلّط بر ماده نه نيرويى ناشى از ضرورت ماده ؛ اگر نيرويى باشد كه ناشى از ضرورت ماده باشد معنايش اين است كه ماده در هر وضعى كه باشد جبرا و صددرصد حيات را تابع خودش مىكند ؛ و اگر حيات حاكم بر ماده باشد معنايش اين است كه حيات در هر جا كه قرار گرفت ماده را آنچنان شكل و صورت مىدهد كه خودش بخواهد . البته اين مطلب مسلّم است كه هم ماده در صورت اثر دارد و هم صورت در ماده . ما فقط مىخواهيم در اينجا اين مطلب را نفى كنيم كه چنين نيست كه صورت يك ضرورت و لازمهء جبرى ماده باشد كه آن مثالهايى كه ما گفتيم در اينجا وفق بدهد . مىگوييم آن شكلها و صورتها ، اين طبيعت كه ما در اينجا مىبينيم ، اينها ضرورتهاى جبرى ماده نيستند ، بلكه خود اين صورت مىآيد و در ماده اثر مىگذارد . اين كتاب راز آفرينش انسان نوشتهء كرسى موريسن از جهت نشان دادن اين نيروى فعّال حيات كتاب خوبى است ؛ از اين جهت كه حيات نيرويى است مسلّط بر ماده نه تحت تسلّط ماده . كتابهاى زيست شناسى كه مسئلهء هدفدارى حيات را مطرح مىكنند همين مطلب را نشان مىدهند كه حيات نيرويى است مسلّط بر مركّب خود و اين مركب را به آن شكلى كه مىخواهد و براى هدفى كه مىخواهد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 430
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٣٠