موارد اتفاقى نادر است ؛ در طبيعت ، اصل جريان يافتن خود طبيعت است يعنى جريانهاى غيراتفاقى ، بلكه همين جريانهاى اتفاقى هم در ضمن جريانهاى طبيعى رخ مىدهد .
شيخ در بعضى از موارد كه مىخواهد پاسخ به اتفاق را در بحث غائيت بيان كند اينطور مىگويد : غالبا اين طور است كه طبيعت از نظر كلى خواهان يك غايت است ولى خصوصيات فردى امور اتفاقى است . خصوصيات فردى نه مقتضاى طبيعت كلى است نه مقتضاى طبيعت فردى . مثال : يك دانهء گندم زمين مساعدى براى روييدن طلب مىكند ، زمينى كه اگر اين دانه در آنجا كشت شود به صورت يك محصول درآيد ، زمينى كه اگر در آن قرار گيرد اجزائى را جزء خودش كند تا رشد كند . اين دانه به طور كلى يك چنين جايى را مىخواهد اما اگر ما آمديم آن را در يك زمين بخصوصى قرار داديم ، آيا مىتوانيم بگوييم كه اين دانهء گندم فقط همين جا را مىخواسته ، يعنى غايتش همين جا بوده ؟ نه ، اين ديگر نيست . كسى نمىتواند اين حرف را بزند و دليلى هم ندارد كه اين حرف را بزند . يا مثلًا نطفهء يك انسان اقتضا مىكند رحمى را كه در آن رحم قرار گيرد ، مواد را جذب كند و تدريجا رشد كند و بعد به صورت يك جنين درآيد ؛ ولى اگر اين نطفه در رحم بالخصوصى ريخته شود ، آيا طبيعت خاص و جزئى اين فرد از اول اقتضايش همين رحم بالخصوص بوده است يعنى اين رحم بالخصوص جزء مقتضاى اين طبيعت بوده است ؛ يا نه ، ممكن است اينها مربوط به علل اتفاقى باشد ، همان گونه علل اتفاقى كه پيشتر گفتيم كه غايت بالعرض باشد ؛ يعنى غايات بالعرض و حوادثى كه نتيجهء اتفاقات و غايات بالعرض هستند منجر به اين حادثه بشوند ؟
فرض كنيد كه يك خانواده از يك شهرستان حركت مىكنند بروند مكّه ؛ يك خانوادهء ديگر هم از شهرستان ديگرى حركت مىكنند كه به مكّه بروند . اين خانواده پسرى دارند و آن خانواده دخترى . اتفاقاً در آنجا در يك خانه و در يك ساختمان قرار مىگيرند و بعد آشنا مىشوند و بعد اين پسر و دختر يكديگر را مىخواهند ، خواستگارى مىكنند ، ازدواج مىكنند و از اينها بچهاى به وجود مىآيد . در اينجا نمىشود گفت كه اين خانوادهء پسر كه از اينجا حركت كردند ، هدف طبيعت در اينجا اين بوده كه در مكّه با آن خانواده ملاقات كنند ؛ بلكه آنها يك هدف داشتند ، اينها هم يك هدف داشتند ، هدفى جداگانه ، ولى بعد يك اتفاق سبب مىشود اينها با يكديگر تلاقى كنند و از آن تلاقى اتفاقى ، اين ازدواج پيدا مىشود و بعد ، اين كه اين نطفه در اين رحم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٢٨